نوشته های برچسب خورده با ‘تو چه کردی’

تو چه کردی

فاصله دارد نگاهم  تا نگاهت  تو چه کردی

خاطره دارد نگاهم زان گناهت تو چه کردی

آن شب زیبا به یادم هست با هم عشق کردیم

من فدای آن دل و آن همه آهت تو چه کردی

زیر چشم خیره ی شب لخت وعریان هردو بودیم

ماه قل میخورد روآن صورت ماهت تو چه کردی

 درتنم عشق قشنگت ریخته بودو پر هوس بود

باورت کردم  ندیدم  اشتباهت  تو چه کردی

رفتی  و پنهان  شدی  پنهان  پنهان  سارق دل

منکه غرقت گشته بودم توی چاهت تو چه کردی

 رفتنت باعث نشد یادت نباشم دست من نیست

شورش اشکم ببین زین اشتباهت تو چه کردی

من نمی دانم چه باید کرد با این فصل احساس

چه کنم با  این  غروب جانکاهت تو چه کردی

بی تو عشقم  عمر توفانی به سر کرد و ولیکن

ناز شصتت جانمی جان زان گناهت تو چه کردی

مهناز هدایتی لندن 

‍‍‍‍جمعه ۲۱ تير ۱۳۸۷ – ۱۱ ژوئيه ۲۰۰۸

لینک مطلب در عصر نو

http://asre-nou.net/1387/tir/21/m-hedayati.html


هدیه کریسمس یک غزل عاشقانه ….
نمی دانم چرا امسال در آغاز سال نو مسیحی
احساس بهتری دارم نسبت به سال های گذشته
انگار پر از شورو شوقم
انگار دارد روزهای خوبی سراسیمه خودش را به من می رساند
و کسی که این گوشه کنار ها پنهان شده
اسم من را صدا می زند
و می گوید دوستت دارم
و انگار ایران من با این جمله ی عاشقانه
به زودی زود پر از عشق می شود
و سرتاسر ایرانم پر از واژه ی دوستت دارم می شود
و تو عاشق می شوی
و او عاشق می شود
و من هم که قبلا عاشق شده ام
عاشق تر خواهم شد
هر چند به عشقم نرسیدم
هرچند به عشقم نرسیدم