نمیرم تا ببینم کشورم آزاد گشته / مهناز هدایتی

منتشرشده: مه 24, 2016 در Uncategorized

 

 

 

 

نمیرم تا  ببینم  کشورم  آزاد  گشته

ببینم  کشورم  خالی  زاستبداد  گشته

خدا یا تا چنین روزی مرا زنده  نگهدار

ببینم روزگاری را که  دل ها شاد  گشته

 

به آرامش رسم  وقتی گذارم  پا به ایران

خدایا  بغض من زین غربتم  فریاد  گشته

به جرم خواست آزادی وطن را ترک کردم

سزایم  کوچ و قلبم  پر زاین  بیداد  گشته

 

نمی خواهم درین غربت بمیرم حق من نیست

که روحم خسته از ماندن درین ابعاد  گشته

قضاوت را به دل باید سپارم  دل حزین است

دو چشمم  گریه اش وارد به این ایراد  گشته

 

تمام آرزویم  نقش یک  تصویر زیباست

که عکسی از گذشته  نقش این آحاد  گشته

وطن هرذره خاکش ریشه  سازهستی ام بود

تمام  خاطراتش  با  تنم  همزاد  گشته

 

چنین آواره گشتم سوی غربت غربتی سرد

قفس جای وطن  بر جان من ایجاد  گشته

زمان در نبض دستانم به کندی پیش رفته

غروبی غم زده  بر صبح من میلاد  گشته

 

خدایا من  نمیرم  تا  به  ایرانم  رسم باز

ببینم  کشورم  ایران  رها  آزاد  گشته

همان ایران که روزی زادگاهم بوده اینک

بهشت  ناز و نعمت  خانه ی  جلاد  گشته

 

مهناز هدایتی

24  /5 /   2016

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s