یکی از نقد ها یا اظهار نظرها از دوستان در سال 2013 هست / مهناز هدایتی

منتشرشده: دسامبر 11, 2015 در Uncategorized

یکی از نقد ها یا اظهار نظرها از دوستان در سال 2013 هست که در وبلاگم منتشر می کنم  ممنونم از این دوستی که او را نمی شناسم سپاس

 

News Feed

Like Page

شاید شما با پدیده ی فرهنگ و هنر قرن 21، بانو «مهناز هدایتی» شاعره و نویسنده مقیم ِ لندن آشنا باشید. برای دوستانی که هنوز با این غزل‌سرای معاصر و اعجوبه ادب و فرهنگ پارسی آشنایی ندارند، گوشه‌ای از شاهکارهایشان را منتشر می‌کنیم تا با هم به حال این فرهنگ و هنر سینه بزنیم :

• چه شب هایی سفر کردم به دنیای تخیل | تو بوسیدی مرا حتی به من هم سکس دادین
[چی‌شده ؟! ‫#‏فامیل‌دور‬ ؛مخاطب یهو از مفرد به جمع تبدیل می‌شه!]

• چه شب هایی تمام حرف تو با من همین بود | فراموشم بکن چون از سرم خیلی زیادین
[بانو در پاسخ به این پرسش که چرا غزل می‌سرایید فرمودند: مجبورم می‌فمی مجبور!]

• چه زجری می کشد این سرزمین خفته درخون | زکشتار هزاران صدهزاران شیر ایرون
[هولوکاست ِ ادبی. ایرون؟؟]

• هرکسی حقش فقط یکبار عاشق گشتن است | خوب کاری کرده ام عاشق شدم دل خواست داد!
[آقا مال خودشه. دلش خواسته داده. به ما چه؟؟ ما که نداریم بدیم داریم حسودی می‌کنیم!]

• من گنه کارم که عاشق گشته ام آری بگو | شرم برمن باد ؟ یعنی شرم برمن باد ؟ باد ؟
[برای ِ بار سوم می‌پرسم. باد؟؟]

• به سال یک هزارو سیصد و اندی ست حال | دریغ از یک تبسم بر لب لیلی و مجنون
[ ایشون پدر وزن در شعر هستند. مادر ِ وزن را استغفرلا…]

• حق من باشد که عاشق گشته ام اینک ترا | پس بسوزانم در این آتش که تا چشمم درآد
[ 😐 😐 😐 ]

• می توانم مرده را زنده کنم با این قلم | میتوانم زنده را مرده کنم با این قلم
[بانو ترکیبی هستند از موسا و عصای‌ش و عیسا و دم ِ مسیحای‌ش!]

• می توانم می توانم شاعرم من شاعرم من
[جیگرم جیــگرم جیـــــگرم]

• مفتخر هستم به اینکه شاهنشه من کوروش و داریوش بود | عاشق و دل داده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
[مرسی خون آریایی!]

• به امید روزگار بهتری در پیش رو | عاشقانه در وطن می بوسمت حتما میاد
[اومد خیال تخت!]

• همان ضجه که وقتی خواستم لمسم کنی پیشم نبودی | نبودی در کنارم من بکارت را دریدم در سکوت
[یه مرد توو اون لندن نبود ینی؟؟ خون آریایی‌م بجوش اومد.]

• تو و من با هم درآغوش شدید بوسه ها ؟ | غرق شهوت غرق لذت جان دلت خیلی بخواد!
[کاش هیچ‌وخ فارسی یاد نمی‌گرفتم! ]

و اینک پاره‌ای از اظهار نظرهای ِ استاد شیرین سخن :

• دارد کامپیوتر پاهایمان را فلج می کند
• های من دارم آنلاین شعر می نویسم
• چه رویاهای قشنگی دارم من …. این شعر اقای شادمهر عقیلی از روی شعر من « چه رویاهای قشنگی دارم من » نوشته شده است کار درستی نیست
• من حتی با زبان رسمی فارسی درایران هم مشکل دارم. وقتی زبان بین المللی زبان انگلیسی هست چرا نباید در سرتاسر ایران به زبان انگلیسی صحبت کرد و ننوشت ؟ من از زبان فارسی خسته شده ام.
[شانس آوردی دست ِ زبان فارسی بهت نمی‌رسه! به‌جای ِ سکس، بهت گنگ‌بنگ می‌داد!]
• زبان مشترک انگلیسی میتواند تمامی قوم های ایرانی را درایران متحد کند و جای هیچ گونه اعتراض و بهانه ای باقی نگذارد
• فردوسی وحافظ وسعدی ومولوی وخیام هم اشعارزیبای آنها به زبان انگلیسی ترجمه خواهد شد وروحشان نیز مطمئنا ازاین موضوع شاد خواهد شد
[زلزله 10 ریشتری حوالی طوس و شیراز و … لرزاند! کارشناسان معتقدند تن ِ شعرای فوق‌الذکر در گور لرزیده!]

و در پایان

•از مهناز هدایتی هم اینک 3 کتاب شعر « مجموعه ای از غزل ها و سروده ها یشان » و یک رمان بلند آماده چاپ است. [بزن بر سینه و بر سر!]
•ای هدایت دخت آواره شده از سرزمین مادری [استاد «هدایت» تخلص می‌کردند!]
•حتا به من هم سکس دادین!
[یعنی این : «سکس دادین» یه طرف، ما در حیرتیم با این «حتا» و «هم» چه کنیم ؟! ]

////////////

 

شاید شما با پدیده ی فرهنگ و هنر قرن 21، بانو «مهناز هدایتی» شاعره و نویسنده مقیم ِ لندن آشنا باشید. برای دوستانی که هنوز با این غزل‌سرای معاصر و اعجوبه ادب و فرهنگ پارسی آشنایی ندارند، گوشه‌ای از شاهکارهایشان را منتشر می‌کنیم تا با هم به حال این فرهنگ و هنر سینه بزنیم :

• چه شب هایی سفر کردم به دنیای تخیل | تو بوسیدی مرا حتی به من هم سکس دادین
[چی‌شده ؟! ‫#‏فامیل‌دور‬ ؛مخاطب یهو از مفرد به جمع تبدیل می‌شه!]

• چه شب هایی تمام حرف تو با من همین بود | فراموشم بکن چون از سرم خیلی زیادین
[بانو در پاسخ به این پرسش که چرا غزل می‌سرایید فرمودند: مجبورم می‌فمی مجبور!]

• چه زجری می کشد این سرزمین خفته درخون | زکشتار هزاران صدهزاران شیر ایرون
[هولوکاست ِ ادبی. ایرون؟؟]

• هرکسی حقش فقط یکبار عاشق گشتن است | خوب کاری کرده ام عاشق شدم دل خواست داد!
[آقا مال خودشه. دلش خواسته داده. به ما چه؟؟ ما که نداریم بدیم داریم حسودی می‌کنیم!]

• من گنه کارم که عاشق گشته ام آری بگو | شرم برمن باد ؟ یعنی شرم برمن باد ؟ باد ؟
[برای ِ بار سوم می‌پرسم. باد؟؟]

• به سال یک هزارو سیصد و اندی ست حال | دریغ از یک تبسم بر لب لیلی و مجنون
[ ایشون پدر وزن در شعر هستند. مادر ِ وزن را استغفرلا…]

• حق من باشد که عاشق گشته ام اینک ترا | پس بسوزانم در این آتش که تا چشمم درآد
[ 😐 😐 😐 ]

• می توانم مرده را زنده کنم با این قلم | میتوانم زنده را مرده کنم با این قلم
[بانو ترکیبی هستند از موسا و عصای‌ش و عیسا و دم ِ مسیحای‌ش!]

• می توانم می توانم شاعرم من شاعرم من
[جیگرم جیــگرم جیـــــگرم]

• مفتخر هستم به اینکه شاهنشه من کوروش و داریوش بود | عاشق و دل داده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
[مرسی خون آریایی!]

• به امید روزگار بهتری در پیش رو | عاشقانه در وطن می بوسمت حتما میاد
[اومد خیال تخت!]

• همان ضجه که وقتی خواستم لمسم کنی پیشم نبودی | نبودی در کنارم من بکارت را دریدم در سکوت
[یه مرد توو اون لندن نبود ینی؟؟ خون آریایی‌م بجوش اومد.]

• تو و من با هم درآغوش شدید بوسه ها ؟ | غرق شهوت غرق لذت جان دلت خیلی بخواد!
[کاش هیچ‌وخ فارسی یاد نمی‌گرفتم! ]

و اینک پاره‌ای از اظهار نظرهای ِ استاد شیرین سخن :

• دارد کامپیوتر پاهایمان را فلج می کند
• های من دارم آنلاین شعر می نویسم
• چه رویاهای قشنگی دارم من …. این شعر اقای شادمهر عقیلی از روی شعر من « چه رویاهای قشنگی دارم من » نوشته شده است کار درستی نیست
• من حتی با زبان رسمی فارسی درایران هم مشکل دارم. وقتی زبان بین المللی زبان انگلیسی هست چرا نباید در سرتاسر ایران به زبان انگلیسی صحبت کرد و ننوشت ؟ من از زبان فارسی خسته شده ام.
[شانس آوردی دست ِ زبان فارسی بهت نمی‌رسه! به‌جای ِ سکس، بهت گنگ‌بنگ می‌داد!]
• زبان مشترک انگلیسی میتواند تمامی قوم های ایرانی را درایران متحد کند و جای هیچ گونه اعتراض و بهانه ای باقی نگذارد
• فردوسی وحافظ وسعدی ومولوی وخیام هم اشعارزیبای آنها به زبان انگلیسی ترجمه خواهد شد وروحشان نیز مطمئنا ازاین موضوع شاد خواهد شد
[زلزله 10 ریشتری حوالی طوس و شیراز و … لرزاند! کارشناسان معتقدند تن ِ شعرای فوق‌الذکر در گور لرزیده!]

و در پایان

•از مهناز هدایتی هم اینک 3 کتاب شعر « مجموعه ای از غزل ها و سروده ها یشان » و یک رمان بلند آماده چاپ است. [بزن بر سینه و بر سر!]
•ای هدایت دخت آواره شده از سرزمین مادری [استاد «هدایت» تخلص می‌کردند!]
•حتا به من هم سکس دادین!
[یعنی این : «سکس دادین» یه طرف، ما در حیرتیم با این «حتا» و «هم» چه کنیم ؟! ]

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s