استاد بانو مهناز هدایتی: / نقد دوستانه دوستان در مورد من جهت یادگاری

منتشرشده: نوامبر 3, 2015 در Uncategorized

استاد بانو مهناز هدایتی:  /  نقد دوستانه  دوستان در مورد من جهت یادگاری در گوگل خواندم

4- استاد بانو مهناز هدایتی:
امروزه هر هنر دوست و هنر شناسی از خویش میپرسد آیا چه دلیلی برای حضور و وجود شاعران و ماعران و نویسندگان و ادب دوستان در طول قرون و اعصار بوده و هست در حالی که سایه بلند استاد مهناز هدایتی بالای سر ادبیات ایران و جهان و کهکشانهای دیگر است؟! آیا جز این نیست که ایشان پیامبر خاتِم (تمام کننده) ادبیات هستند؟ پس برای شادی روح ادبیات اجماعا این متن را میخوانیم.
اما استاد کیست و چه بود و چه کرد و چه خواهد کرد.
1- استاد کیست: چه کسی میداند؟ استاد آنقدر بزرگ و دست نایافتنی است که حتی خود استاد هم در شناخت و ستایش خویش میماند چه برسد به مای نوعی. ایشان نیز با توجه به شناخت بالایی که از پیچیدگی مسیر زندگی پر انحنای خویش داشته و دارند درباره خود گفته اند » مهناز هدایتی شاعر و نویسنده مقیم لندن» و دیگر هیچ. اما از میان متون پر گهر ایشان شاید بتوان به احتمالا زن بودن، شاید دوشیزه بودن، گاهی مبتکر طرح های نوین سیاسی فرهنگی هنری بودن، لزوما و حتما شاعر بودن و چند بود و نبود دیگر پی برد.
ایشان در ابتدا نقطه ای بودند در پرگار وجود ولی کم کمک تبدیل شدند به ابهتی شدند که وجود زیر پرگار ایشان رفت. خوشبختانه ایشان هنر عکاسی را نیز متمول کردند و خوشبختانه تر اینکه از تمام اعضا و جوارح و حرکات و سکنات خویش عکس در سایتشان وجود دارند که به شناخت بیشتر ایشان کمک میکند.
البته صاحب نظران هنوز به نتیجه قطعی نرسیده اند که ایشان کلا دارند با ما شوخی میکنند یا جدی میکنند. ایشان همه را سرکار گذاشته اند یا همه ایشان را یا همه و ایشان با هم سر کار هستند اما چیزی که همه درباره اش به توافق رسیده اند یکدانه بودن و دردانه بودن آن وجود نازنین است.
2- چه بود: آیا اینکه ایشان در دبیرستان اخراج شده اند چون اشعار روشنگرانه میفرمودند و هشت ماه در جایی زندانی شده اند که ایشان برای اینکه ریا نشود زیاد صدایش را در نمی آورند و اینکه علی رغم میل باطنی از وطن رفته اند ولی حالا دلشان نمی آید برگردند و در رثای انگلیس و ملکه شعر میسرایند و لوح تقدیر میگیرند به کسی مربوط نیست..اینکه ایشان چه کرده و چه خواهند کرد مهم است.
3- چه کرد: نابود کرد…تمام پایه های ادبیات پارسی و حتی انگلیسی را نابود کردند آداب و ترتیب دست و پا گیر را چونان پرندگانی به پرواز در آوردند، چونان بلدوزری همه بندها را بگسستند اصول اشعار نو و کهنه و سپید و سیاه را با خاک یکسان نمودند و در دشت نوین ادبیات به چرا پرداختند و جهانی را محظوظ فرمودند.
استاد پس از طی طریق در متون ادب و هنر پارسی به این نتیجه رسیدند که تمام ارایه ها و پیرایه ها و صناعات مشتی کشک هستند که باید سابید…لذا همه را سابیدند و از آن صنعت ادبی » اکو» را به وجود آوردند و همین صنعت کل ادبیات را بس بود بس بود بس بود.
به نمونه ای از اکو در ابیات ایشان تعجب بفرمایید:
• صنعت اکو به صورت افقی : یک روز یک روز دق می کنم و می میرم /می دانم می دانم می دانم
من بدبخت نبودم تو بدبخت نبودی او بدبخت نبود هیچکسی بدبخت نبود/نبود نبود نبود نبود/بگذارید گریه کنم دوستان
• صنعت اکو به صورت عمودی:
وقتی همه ی مردم مریض هستند/دکترهایشان هم مریض هستند/رئیس جمهورهایشان هم مریض هستند/وزرایشان هم مریض هستند
• صنعت اکو در طول و عرض: می توانم مرده را زنده کنم با این قلم/می توانم زنده را مرده کنم با این قلم

همچنین نقل است که استاد مشتی کلمه را روی مانیتور میریزد و خود کلمات در نظم بی نظمی قرار گرفته و به شعر بدل میشوند و این گونه است که استاد شاعر شد..استاد شعر شد..استاد به پهنای ادبیات شد… استاد هر چه سرود شعر بود…هر چه گفت شعر بود… ببینید:
حالا حالا آقای محمد جواد ظریف با این 1000 تا آسمان درس و دکترا/درس و دکترای مهربانی اش درس و دکترای میهن پرستی اش چگونه می تواند/از سد سیاست سیاسی اتمی بگذرد سدی که محکم تر از کوه سربه فلک کشیده ی/ آلپ و آرارات روبرویشان خودنمایی می کند و بی نهایت هم خودنمایی می کند
چی ؟ شعر نیست؟ اشتباه از درک کج و کوله شماست میخواهید بدهیم استاد وزن مفاعیلن فاعلاتن جاهلاتن آن را برایتان در بیاورد؟
ببخشید کمی تند شدیم…اگر نبود روح بلند و جذب حداکثری استاد… برای حسن انتهای این مطلب شما را به غزلی از استاد جذب و جلب میکنیم/:

از اینکه غزل سرایی را در ایران و در خارج از ایران زنده کردم خوشحالم
از اینکه روح تازه ای بر غزل مرده ایران دمیدم خوشحالم
از اینکه هزاران و ده ها هزار و صدها هزار نوجوان ایرانی را
از سرتاسر ایران و خارج از ایران به سمت گل واژه های غزل کشاندم خوشحالم
از اینکه از هر کوی و برزنی شتاب زده و عاشقانه
به سمت غزل هایم پرواز می کنند
و مشتاق خواندن غزل هایم هستند خوشحالم خوشحالم
شما هم ای شاعرانی که غزل می سرایید
می توانید می توانید بهتر و بهتر بسرایید
تا این نوجوانان و جوانان عاشق شعر و غزل به سویتان پرواز کنند
فقط کافی ست کمی واژه ها را در شعرتان جدی تر بگیرید

استاد در وب: https://mahnazhedayati.wordpress.com/
استاد در فیس بوک: https://www.facebook.com/mahnaz.hedayati.9?fref=ts

ستاد در قلب همه هواداران:

کمپین حمایت از اساتید هنر، فرهنگ، ادب و غیره

heart emoticon

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s