غزل معجزه / ناگهان دنیا برایم تیره و تار شد / مهناز هدایتی

منتشرشده: سپتامبر 26, 2014 در Uncategorized

معجزه

مهناز هدایتی

ناگهان دنیا برایم تیره و تار شد
یک عزیزم پیش چشمم سخت بیمار شد

ناگهان خنده ز لب هایم گریزان گریخت
قلب من زین زندگانی کند و بیزار شد

ناگهان ساکت شدم ساکت شدم ساکت آه
آسمان هم پیش چشمم چوبه ی دار شد

ناگهان از هم گسستم تارو پودم گسست
ناگهان قوت و غذایم دود سیگار شد

ناگهان چشمم ز بارش خشک شد سوختم
بوستان هستی ام پژمرده شد خار شد

ناگهان از عالم و آدم جدا شد دلم
آن خدا هم پیش چشمم بی وفا و خوار شد

ناگهان آری چه گویم من چه گویم من چه ؟
معجزه صورت گرفت و چون پدیدار شد

ناگهان افسانه ی موسا به چشمم خزید
همچو موسا آن عصا انداخت و مار شد

ناگهان دستی به سویم آمد از سوی خدا
دست هایم را گرفت و یار و غمخوار شد

ناگهان آن نازنینم آن مریضم شفا یافت
زندگی در چشم من زین عشق سرشار شد

ناگهان دل این غزل را از برایش سرود

شکر یزدان می کنم یزدان مرا یار شد

25/9/2014

http://iranglobal.info/node/38929

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s