بی بی سی فارسی با اجازه چه کسی سوژه شعر معروف و شناخته شده من را با نام دیگری به صورت مقاله منتشر کرده است مهناز هدایتی

منتشرشده: آوریل 15, 2014 در Uncategorized

 

 

بی بی سی فارسی با اجازه چه کسی سوژه شعر معروف و شناخته شده من را با نام دیگری به صورت مقاله منتشر کرده است ؟ این نویسنده « تورج دریایی » به هیچ عنوان حق ندارد از شعر من به نام خودشان استفاده کنند بی بی سی فارسی باید هرچه زودتر این مقاله را بردارد . من در سال 2011 این شعر را سروده ام
……
امروز از ایرانی بودنم شرمنده شدم 
خجالت کشیدم پشیمان شدم 
هیچ وقت تا به امروز اینقدر احساس حقارت و پوچی نکرده بودم
امروز گوشت و پوست و استخوانم با من اشک ریختند 
امروز وقتی 2 پیرزن انگلیسی از من پرسیدند کجایی هستی
و من گفتم ایرانی هستم از نگاه هایشان اشک ریختم 
با ترس من را نگاه می کردند
گویا من هم مثل همان ابلهانی هستم 
که از دیوار سفارت انگلیس بالا رفتند ریختند و شیشه شکستند
و گروگان گرفتند و همه چی را به آتش کشیدند
امروز از ایرانی بودنم شرمنده شدم 
خجالت کشیدم پشیمان شدم
امروز بدترین روز زندگی ام بود
امروز غمگین ترین روز زندگی ام بود
امروز آواره و سر گردان در کوچه های لندن 
با بغض غریبانه ام می گشتم و اشک می ریختم
امروز تنهای تنها بودم

امروز کوچه های لندن از اشک هایم لبریز شد
امروز هیچ کسی اشک هایم را ندید
امروز حقارت گلویم را می فشرد
و من تنهای تنها اشک می ریختم
و به درختان کنار خانه ها نگاه می کردم 
تا شاید بگذارند جنازه ام را با یک طناب از آن آویزان کنم
امروز با نگاه هایشان به من می گفتند من یک تروریستم
یک جانی خطرناکم

امروز از ایرانی بودنم شرمنده شدم 
خجالت کشیدم پشیمان شدم 
امروز از ایرانی بودنم 
اشک ریختم اشک ریختم
امروز به درختان کنار خانه ها نگاه می کردم
تا شاید بگذارند جنازه ام را با یک طناب از آن آویزان کنم

مهناز هدایتی
لندن 1-12-2011

http://www.bbc.co.uk/persian/blogs/2014/04/140412_l44_nazeran_frye_dispute_daryaei.shtml

…………..

……………

ناظران می‌گویند…

‹وقتی از ایرانی بودن شرمنده شدم›

به روز شده:  16:44 گرينويچ – شنبه 12 آوريل 2014 – 23 فروردین 1393

مخالفت با خاک‌سپاری ریچارد فرای در اصفهان

در یازدهم سپتامبر سال ۱۹۹۷ میلادی نامه‌ای از ریچارد فرای به دستم رسید. فرای نوشته بود در صدد تشکیل پانلی است درباره دوران عبور از دوران ساسانی به دوران اسلامی در دومین کنفرانس ایرانشناسی در شهر مریلند و امیدوار است که من نیز با او همراه شوم.

در آن زمان من به عنوان استاد موقت در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا مشغول به تدریس تاریخ جهان باستان بودم و هنوز دکترایم را به اتمام نرسانده بودم.

به خودم گفتم این همان ریچارد فرای ایراندوست است که لقبش را از مرحوم دهخدا به خاطر عشقش به ایران گرفته است؟ همان فرایی که کتابش تحت عنوان میراث ایران تاریخ پیش از اسلام یکی از تمدن‌های بزرگ جهان (۱۹۶۳) را چندین بار خوانده‌ام و در زمانی که به وطنم، در آمریکا بی‌لطفی می‌شد٬ این کتاب و نویسنده‌اش سینه سپر بلا می‌کرد و از ایران و تمدن و مردمش دفاع می‌‌کرد؟ همان فرایی که کتابش را به دوستان «ایرانی: افغان ها و بلوچ‌ها و کردها و پارس‌ها و تاجیک‌ها» تقدیم کرده بود؟

«این همان فرایی بود که در کتاب عصر طلایی ایران٬ در زمانی که اعراب میلیون ها دلار خرج می کردند که تمدن اسلامی را کاملا عربی نشان دهند و حضور دیگران را کمرنگ کنند٬ با این کتاب اهمیت ایرانیان را برای شکلگیری تمدن اسلامی و زبان فارسی برای تمدن آسیا را گوشزد کرد.«

پس از آشنایی با او فهمیدم که فرای، ایراندوستی است استثنایی که حتی یک دانشجوی بی نام و نشان دکترا را، فقط بخاطر عشقش و تلاشش به ایرانشناسی، تشویق و کمک می‌کند.

من فقط یکی از صدها دانشجو و هزاران هزار ایرانی بودم که فرای با آنها این چنین کرده بود.

این همان فرایی بود که در زمانی که رشته «آسیای میانه» باب شده بود و دیگر نامی از خراسان بزرگ وجود نداشت و فرهنگ آنرا روس‌ها به طوری که می‌خواستند تقسیم و جابجا کرده بودند٬ و اساتید غربی که گاهی نان را به نرخ روز می‌خورند٬ در کتابهایشان ذکری از حضور ایرانیان در آنجا نمی کردند، درباره خراسان [کتاب] نوشت.

همان «آسیای میانه‌ای» که به خاطر روابط سیاسی میان وطنم و غرب٬ حتی نام ایران یا فرهنگش در آن خطه داشت محو می‌شد. فرای کتاب میراث آسیای میانه: قبل از آمدن ترکان را نوشت و به عموم نشان داد که ایرانیان از کجا آمده‌اند و در ادوار تاریخ باستان و قرون وسطی این منطقه چه اهمیتی برای ایرانیان و فرهنگ ایرانی داشته است.

فرای در این کتابش برای ما و مردم جهان رابطه ایران و ایرانی و «بوی جوی مولیان آید همی٬ یاد یار مهربان آید همی» را دوباره زنده کرد.

این همان فرایی بود که در کتاب عصر طلایی ایران٬ در زمانی که اعراب میلیون ها دلار خرج می‌کردند که تمدن اسلامی را کاملا عربی نشان دهند و حضور دیگران را کمرنگ کنند٬ اهمیت ایرانیان برای شکل‌گیری تمدن اسلامی و اهمیت زبان فارسی برای تمدن آسیا را گوشزد کرد.

«دیروز اشک ریختم و از ایرانی بودن خودم خجل شدم. فردا که در تلویزیون ها نشان دهند که مردم ما چه بر سر مزار مردگان می آورند و حتی به آنها هم رحم ندارند٬ چگونه برای هزارمین بار نطق کنیم که ایران فرهنگی دارد زیبا٬ فرهنگی دارد پویا و مردمی دارد صلح جو؟«

 

این همان فرایی بود که در بیوگرافی‌اش به نام ایران بزرگ٬ پیشگفتار را چنین آغاز کرده است: «عظمت ایران همیشه فرهنگ آن بوده است.»

پس از کنفرانس، فرای را بیشتر دیدم. با او سفر کردم و به دانشگاه خودم چندین بار دعوتش کردم. او همان فرای ایراندوستی بود که از نوشته‌هایش مشخص بود؛ با دیدنش اطمینان یافتم.

اما دیروز از دیدن آنچه مردمانی نابخرد بر سر مقبره آرتور پوپ و فیلیس آکرمن در اصفهان کرده‌اند اشک در چشمانم جمع شد. این مکانی بود که سالها پیش ریچارد فرای ایراندوست وصیت کرده بود آنجا خاک شود٬ خاکی که او درباه اش حدود شش دهه کتاب و مقاله نوشته بود.

زمانی که مطبوعات و تلویزیون‌های آمریکایی و خارجی صحنه یک سری تندرو و شعار مرگ را به عنوان «ایران» و «ایرانیان» به جهان جلوه می‌دادند٬ فرای در حال نوشتن و مصاحبه کردن بود و می‌گفت که ایران فرهنگی دارد غنی٬ مردمی دارد دوست داشتنی٬ باغ‌هایی دارد با صفا و فرهنگی دارد پر عظمت که از جیحون تا فرات را در بر می‌گیرد.

یک بار از ایران و ایرانی بد نگفت و در جواب به همه تلاش‌های او و دلسوزی‌اش برای ایران و ایرانشناسی٬ جوابش را این چنین دادند. من مطمئنم آنهایی که این بی‌آبرویی را کرده‌اند نه می‌فهمند و نه برایشان مهم است. اما من خجالت می‌کشم. من شرمنده هستم. من مقصرم.

دیروز اشک ریختم و از ایرانی بودن خودم خجل شدم. به دوستم که در دانشگاهی در همین حوالی استاد ایرانشناسی است گفتم: ما چه می‌کنیم؟ برای که داریم این چیزها را می‌نویسم و کنفرانس می‌دهیم؟

فردا که در تلویزیون‌ها نشان دهند که مردم ما چه بر سر مزار مردگان می‌آورند و حتی به آنها هم رحم نمی‌کنند٬ چگونه برای هزارمین بار نطق کنیم که ایران فرهنگی دارد زیبا٬ فرهنگی دارد پویا و مردمی دارد صلح جو؟ برای که بنویسم و برای چه بنویسم که ایران چه تاریخی داشته؟ برای چه مصاحبه کنیم و چه بگوییم درباره ایران و ایرانی؟

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. zizi می‌گوید:

    من ابتدا که تیتر این مطلب رو خوندم، ناخودآگاه توی دلم به خانوم مهناز هدایتی حق دادم….ولی وقتی شعر ایشون رو خوندم نطرم عوض شد. بعد از اینکه مطلب BBC رو خوندم، دیگه واقعاً مات موندم که این خانوم با چه رویی به این مطلب اعتراض کرده؟ اولاً که اون چیزی رو که این خانوم ادعا میکنه اصلاً شعر نیست. دوم اینکه من نمیفهمم که منظور این خانوم چیه؟ یعنی چون ایشون از چند کلمه استفاده کرده، دیگران حق ندارن از اون کلمات استفاده کنن؟
    به نظر من این خانوم بهتره بره یاد بگیره که چه جوری شعر بگه. و راه بهتری رو برای مطرح کردن اسم خودش پیدا کنه. مطلب آقای تورج دریایی هیچ ایرادی نداره… من از ایرانی بودن خودم شرمنده میشم وقتی با چنین اظهار نظرهای حقیری روبرو میشم….!!!

  2. عسگری می‌گوید:

    مهنازعزیز هرچند دیرهنگام اما فرارسیدن نوروزباستانی وزایش طبیعت دربهارفصل گل وسبزه وشادی را به تو صمیمانه شادباش میگویم.مهنازگرامی درشعری که بربی بی سی خورده گرفته ای چرابنام کس دیگرمنتشرکرده من چون سایر موارد گفتاری ونوشتاری وحرکتی شما مخالف محتوای ان هستم زیرا تو نباید ازایرانی بودنت خجالت بکشی بلکه تو وشش میلیون ایرانی که درکشورهای مختلف استعماری ودول سرمایه داری بعنوان بصطلاح مخالف ومنتقدرژیم وحشیان حاکم بروطنمان که درحداکثربی تفاوت ازانچه برملک وملت ما توسط همان دول استعماری روا رفته ومیرود واخرین دستاوردانها حکومت عجیب الخلقه ولایت مطلقه فقیه درقرن بیستم وادامه ان درقرن بیست ویکم درراستای اهداف درازمدت خود باید خجالت ازاعمال وحرکتهای نادرست خود بکشند البته من بعنوان یک فعال کارگری درد کشیده ویک اهل قلم دیرپای اگرتو انسان بیسواد ونااگاهی بودی به نوعی دیگرسخن میگفتم اما با توجه به ادعا هایی که شما درنوشته هایت داری بسیاربعید است که چنین تفکری ازخود نشان بدهی زیراازهرکسی نسبت به وزن ووقاروشخصیت کلی او انتظارمیرود که ما باید درگفتارورفتارواعمال خود نشان بدهیم واقعا همان کسی هستیم که ادعا میکنیم شما بعنوان یک شاعر ادب دوست پارسی درخلوت خودت بنشین وسروده خودرا ازلحاظ محتوای ادبی مورد بازبینی قراربده یا اینکه به یک معلم ادبیات بسپار وازاو بخواه تا بتو نمره بدهد چراکه هرانچه ما دلمان میخواهد برروی کاغذ باوریم ونامش را شعربگذاریم تصورمیکنم دراینده باید ماربردیواربکشیم وبگوییم نوشته ام مارالبته بعضی ازسروده های شمارا من دیده ام وتا حدودی پسندیده ام اما درکناران باید وزن ووقارگفتاری وعملی خودرا هم بالا ببرید اینها را بعنوان یک دشمن بلکه بعنوان یک دوست به تو متذکرمیشوم تا دیگرخجالت نکشی زیرا ایران بدون حکومت اخوندی همان ایران افتخارافرین باستانی خواهد بود ومن وما باید بنامش افتخارکنیم وبرکسانی وقدرتهایی که طی چند قرن اخیر برضد منافع ملت ایران عمل کرده اند لعنت بفرستیم وبگوییم خجالت بکشید.لطفا حتما به دلنوشته ام پاسخ بفرمایید.موفق باشید

  3. ali می‌گوید:

    نمیخوام بی ادبی کرده باشم
    ولی مطمئنید این متنی که بالا نوشتید شعر به حساب میاد؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s