العربیه : مهناز هدایتی : آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند ؟

منتشرشده: ژوئن 3, 2012 در Uncategorized
ارسال به دوستان

العربیه: خاتمی ربع پهلوی را به ایران برمی‌گرداند؟

خبرگزاری فارس: سایت خبری› شبکه العربیه ‹، در یادداشتی که از یکی عناصر سلطنت طلب فراری منتشر کرده است، به بررسی برخی گزینه های مورد اعتماد اپوزیسیون برای ریاست جمهوری آینده ایران پرداخته است.

خبرگزاری فارس: العربیه: خاتمی ربع پهلوی را به ایران برمی‌گرداند؟

 

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ به نقل از سایت محدوده، سایت خبری» شبکه العربیه «، در یادداشتی که از یکی عناصر سلطنت طلب فراری منتشر کرده است ، به بررسی برخی گزینه های مورد اعتماد اپوزیسیون برای ریاست جمهوری آینده ایران پرداخته است.

سایت العربیه در یادداشتی که به قلم «مهناز هدایتی » یکی از عناصر سلطنت طلب منتشر کرده است ، مدعی می شود که : » درآینده به هر دلیلی اگر جمهوری اسلامی ماند و رضا پهلوی به عنوان تنها گزینه اکثریت تحول خواه خارج از ایران » نتوانست به ایران برگردد وحکومت سکولار «حکومت دلخواه سلطنت طلبان» را در ایران پیاده سازی کند، اپوزیسیون خارج از ایران بعد از رضا پهلوی ترجیحا گزینه «سید محمد خاتمی» را از دست نمی دهد و سرمایه گذاری نهایی را روی رئیس جمهور اصلاح طلبان صورت خواهد داد .!

در گزارش مذکور که با تیتر معنادار «آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند؟ » شروع شده بود ، ادعا می شود که برای اداره آینده ایران دو گزینه بیشتر مورد تایید نیست ، اولین گزینه پسر شاه مخلوع ایران است که به دلیل برخی سوابق پدرش و کم توانی خودش در امور کشور نمی توان زیاد به صدارت وی امید داشت ، اما در غیاب وی می توان به گزینه ای نزدیک به تفکرات او نیز فکر کرد و آن شخصی جز محمد خاتمی رئیس جمهوری پیشین ایران نیست «!

نویسنده یادداشت مذکور، در قسمت دیگری از این نوشتار محمد خاتمی را گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشور معرفی می کند و کار کردن روی پروژه ریاست جمهوری وی را مثل تلاش برای پیاده سازی نظام سلطنتی در ایران ، با ارزش و پر اهمیت جلوه می دهد.

«مهناز هدایتی» که خود از فعالین جریان سلطنت طلب خارج از کشور نیز می باشد در خاتمه نوشتار خود مدعی می شود ، اپوزیسیون خارج از ایران بعد از رضا پهلوی ترجیحا خاتمی را از دست نمی دهد و سرمایه گذاری نهایی را روی وی انجام خواهد داد ،پس تمام توده های مبارز علیه نظام اسلامی باید روی گزینه محمد خاتمی اجماعی کلی داشته باشند.

انتهای پیام/

۱۳۹۱ يکشنبه ۱۴ خرداد

کد خبر : 87087
۱۳۹۱/۳/۱۳ :زمان مخابره
۲۱ : ۱۳ :ساعت
۴۸۰۳ :تعداد بازدید
۷ :تعداد نظرات
پيشنهاد به ديگران
سلطنت طلبان خاتمی را در آب نمک خوابانده اند؛

رقابت حساس محمدخاتمی و رضا پهلوی!/ سند
«اپوزیسیون خارج از ایران بعد از رضا پهلوی ترجیحا آقای خاتمی را از دست نمی دهد و سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد.»

«مهناز هدایتی» شاعره مقیم لندن و حامی سلطنت طلبان، به ناگفته هایی در مورد محمد خاتمی به عنوان انتخاب دوم و روز مبادای اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران پس از رضا ربع پهلوی اشاره کرد.
به گزارش سرویس سیاسی جام نیوز، وی در یادداشتی که پنجشنبه 11 خرداد (May.31) در سایت «ایران گلوبال» (IranGlobal) منتشر شد، می نویسد: «تصور کنید اگر به هر دلیلی جمهوری اسلامی ماند و «رضا پهلوی، تنها گزینه اکثریت سلطنت طلبان تحول خواه خارج از ایران» نتوانست به ایران برگردد، اینجاست که اپوزیسیون خارج از ایران بعد از رضا پهلوی ترجیحا آقای «خاتمی» را از دست نمی دهد و سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد.»
هدایتی با اشاره به معیارهای انتخاب خاتمی توسط جریان سبز و اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران، اضافه کرد: «ملت [حامیان جنبش سبز] خاتمی را در آب و نمک خوابانده اند، هر چه باشد «خاتمی»، خاتمی است با یک چهره فریبنده و مهربان، تا حدودی آزاداندیش و امروزی، همراه با محاسنی ظاهری و کمی هم محاسن باطنی، اما نه در پرانتز معیارهای جهانی.»
وی ادامه داد: «آقای خاتمی گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشور است و نسبتا وجهه بدی در میان اپوزیسیون خارج از کشور ندارد و برای ایرانیان خارج از کشور وجود وی «ذخیره روز مبادا» است[!]»
مهناز هدایتی در پایان به انتظارات سلطنت طلبان و اپوزیسیون خارج از کشور از محمد خاتمی اشاره کرده و می افزاید: «اگر همچنان رژیم ایران سر کار ماند، چه باید کرد؟ برای اپوزیسیون یک چهره بهتر داخلی است، اپوزیسیونی که می شود گفت درصد بالایی از آن ها «رضا پهلوی» را به عنوان یک سیاستمدار پیشتاز قبول دارند و دنبال برگرداندن این شاهزاده قدیمی شان هستند و نیم لبخند و نیم نگاهی هم به خاتمی دارند؛ اپوزیسیونی که حدس و گمانشان بر این باور بود که آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند[!]»

113

                           

يكشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۱ – 3 ژوئن 2012

آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند؟

پنجشنبه, می 31, 2012 – 06:41
مهناز هدایتی

اما آنچه به نظرمی رسد درآینده و درموضع آینده نگری اینکه به هر دلیلی اگر همچنان جمهوری اسلامی ماند به هر دلیلی با احتمالات زیاد یا کم را تصور کنید اما به هر دلیلی جمهوری اسلامی ماند و « رضا پهلوی تنها گزینه اکثریت تحول خواه خارج از ایران» نتوانست به ایران برگردد وحکومت سکولار حکومت دلخواه مردم ایران ودیگرخواست های فرا دمکراتیک را یعنی چند رتبه هم از دیگر حکومت های دمکراتیک غربی حتی به مراتب بالاتر را به ایران ارمغان آورد و بر کرسی واقعیت بنشاند اینجاست که اپوزیسیون خارج از ایران بعد ازرضا پهلوی ترجیحا اقای خاتمی را از دست نمی دهد سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد .

 
آقای خاتمی و رضا پهلوی « ولیعهد ایران » دو گزینه روی میزند :
آقای خاتمی آقای خاتمی است با 33 سال حضور در صحنه سیاست  و رضا پهلوی هم ولیعهد ایران هستند  با 33 سال حضور در صحنه سیاست  بعلاوه پشتوانه پادشاهی  پدروپدربزرگشان در صحنه  سیاسیت در ایران  که به طور سیستماتیک ووراثتی ژن ها نمی توان منکر شد که خووخصلت  آنها را به ارث نبرده باشد  و منکر علمی این قضیه  شد که البته دست بر قضا انچه از شواهد تاریخی برمی آید و پیداست پدرو پدربزرگ ایشان بیشتر بار مثبت نیکو کاری  و خیری برای ایران داشته اند تا بار منفی و وطن فروشی و مردم آزاری که بهتر می دانم وارد این مبحث کهنه شده و تکراری نشویم که اصلا احتیاج به گفتن نیست  چون مردم ایران به آن درجه از شعور بالای سیاسی رسیده اند که بدانند گوشت کیلویی  نهایتا 100 تومان کجا  و مرغ کیلویی 30 تومان کجا و هر ایرانی یک خانه و خانه دار شدن مثل آب خوردن کجا و دق کش شدن زیر بار اجاره خانه های میلیونی و چند میلیونی  و در آمد های ماهیانه 500 / 600 هزارتومانی حال حاضرکجا وجامعه ی سالم و آرام آن زمان کجا و…. اما  آنچه مسلم است که آدم یاد مثل معروف می افتد که  : عاشقی بد دردی ست دیگری گفت هنوز گرسنگی نکشیده ای که پدر درمی آورد درحال حاضر حکایت بحث شکم سیری یک ملت 35 میلیونی زمان شاه بود و بحث گرسنگی یک ملت  70  میلیونی که اگر به 70 میلیون  بگویید عاشقی بد دردی ست  همان مبحث آزادی سیاسی ست که اگر نگویم مردم ایران با چوب دستی دنبالمان خواهند کرد دروغ گفته ام چون در عرض این 33 سال پدری از ملت در آورده اند که ملت عاشقی را هم از یاد برده است .
 اما برگردیم به اصل موضوع از آقای خاتمی  وشاهزاده ی آواره شده ی  ایرانی می گفتم که آه سنگین غصه بر دلم نشست آه جانانه از عمق وجودم کشیدم نه اینکه فکر کنید من اصلا این خانواده را در ایران از نزدیک  دیده بودم  یا اصلا می خواهم برای این خانواده ارزش و اعتباری کسب کرده باشم که به تنها چیزی که احتیاج ندارند تعریف و تمجید از من و ماست چرا که کاراز تعریف و تمجید گذشته است غم بزرگ ما عملکرد ناشیانه و ناآگانه ما بود که تجربه تلخ تاریخ شد و مهره پشیمانی بر پیشانی مان زده شد  تا ما باشیم دیگر بیگدار تاریخی به آب نزنیم و در دام احساسات لحظه ای  تاریخی نیفتیم آگاهانه و سنجیده قدم بر داریم با هم و برای هم حتی با اتکا به یک نظر مخالف به دور هیچکسی زندان نکشیم و زندانبان هیچ عقیده و اندیشه ای  نباشیم .
اما از آقای خاتمی بگویم و از 4 گزینه ای که ایشان در تمام این گزینه ها از جایگاه خاصی برخوردارهستند البته « برای سیاست داخلی نه برای سیاست خارجی » :
1- اقای خاتمی تنها گزینه ی روی میز جمهوری اسلامی است
2- اقای خاتمی تنها گزینه ملت ایران است
3- اقای خاتمی هم گزینه ملت است هم گزینه رژیم
4- اقای خاتمی گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشوراست
حال وارد گزینه اول و دوم  میشویم : اقای خاتمی گزینه روی میز جمهوری اسلامی ست چون جمهوری اسلامیون ایران انقدر که به خاتمی نیازمندند که حاضرند برایش هزینه کنند پا به پایش راه بی آیند وآزار و اذیت سیاسی به او نرسانند عزت و احترامش را حفظ کنند «البته گاها حرمت شکنی اش می کنند  اما نه از طرف بیت رهبری» بخاطر جان فشانی اش طبق شنیده های رایج  «  نمونه شدت همکاری شان در 18 تیرو حرکت اعتراضی دانشجویان کوی دانشگاه  که در یک قدمی فراگیری عمومی در ایران بود و با شدت تمام اقای خاتمی به نفع ابقای جمهوری اسلامی آب پاکی بر آتش خشم  دانشجویان  ریختند ویک تنه  آتشش را خاموش کردند»  «چرا که خاتمی اگر جلوتر از انها حرکت نکند عقب تر از انها هم برای حفظ نطام جمهوری اسلامی گامی برنمی دارد» « البته قابل ذکر است انسان ها در حال تغییرو تحول هستند »  و  دلیلش هم  داشتن حد نصاب  پایگاه توده ای در بین مردم داخل ایران است  به آن دلیل که در گزینه 2 به آن اشاره کردم اقای خاتمی تنها گزینه ملت ایران است «  در زمان بودن و ماندن و ابقای جمهوری اسلامی » حال آمدیم جمهوری اسلامی صد سال سیاه هم سقوط نکرد احتمالات هست دیگر آمدیم تمام انرژی مردم ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی به مرورزمان تمام شد بعد از آن ملت می خواهند چکاربکنند ؟
ملت خاتمی را همانطور که جمهوری اسلامی در آب و نمک خوابانده است ملت هم خاتمی را در آب و نمک خوابانده هر چه باشد خاتمی خاتمی است با یک چهره فریبنده و مهربان تا حدودی آزاد اندیش تا حدودی امروزی  و دیگر محاسن ظاهری و یک کمی هم محاسن باطنی  اما  « نه در پرانتز معیارهای جهانی »  اما هر چه باشد از دیگر گزینه های جمهوری اسلامی برای مصرف داخل ایران  بهتر است 20  میلیون رای آورده بود  صاف و صادق بدون تقلب و بدون جابجایی رای ها چون آن موقع هنوز جمهوری اسلامی پی جنبش سبز به تنش نخورده بود نمی دانست مردم ایران انتظارشان از چارچوب جمهوری اسلامی فراتر رفته است  پس خاتمی را فکر می کردند در آن چارچوب بود و البته هم خدایی هم از آن چارچوب رژیم  یک سانتی متر هم عقب نشینی نکرد اما آن موقع سطح توقوع ملت ایران یک چیز دیگری بود حالا چی ؟
 این ملت هفتاد میلیونی آن ملت  20  سال و 30 سال پیش نیستند آب از سرشان گذشته شکنجه و شلاق وزندانی و تیرو تبرو سیلی  خورده اند و کهریزک ها و اوین ها را دسته جمعی تجربه کرده اند جنگ و گرانی و بدبختی و حس شیرین آزدادی را از پشت تکنولوژی جهانی شاهد هستند می بینند و می شنوند طعم تلخ گرانی  حتی در مقابل خاتمی هم می ایستند اما « چرا چیست »  به این دلایل جمهوری اسلامی نمی تواند خاتمی را طرد کند احتیاج مبرم نیازبه ماندگار شدنشان ضرورتا در نام و وجود خاتمی ست چون  باز هم از ملت رای می گیرد با حد و حدود بالاتر از 2 دوره ی  قبلی چون اگر خاتمی نباشد هرگزینه ی دیگرکاندید ریاست  جمهوری اسلامی «  تحریم شده ملت »  چه در داخل و چه در خارج از ایران به حساب می آیند .
 در نظر بگیرید  تا یک سال دیگریا بیشتریا کمتر انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می شود حالا گیریم که جمهوری اسلامی توسط اسرائیل و متحدانش بمب باران نشد معذرت می خواهم منظورم مراکز اتمی مشکوک به بمب اتمی است « یواشکی عرض کنم  » که مردم ایران ته دلشان یک جورایی احساس می کنند که احتمال دارد همین درگیری با مراکز اتمی منظورم همان حمله نظامی ست منجر به سقوط این رژیم شود  حالا فکر می کنیم چون یکی از احتمالات ملت ایران همین درگیری غرب با مسئله اتمی ایران است که می توانند چند درصدی رویش حساب کنند .
 حال اگر این مذاکرات پیش روی ادامه و ادامه و ادامه پیدا کرد و یا اینکه در آخرین مذاکره و در یکی از همین مذاکره ها 5+ 1 با ایران به توافق رسیدند و اصلا به طور کل جریان « پرونده  اتمی ایران بسته شد و همه چی به پایان رسید» اینکه در یک دور طولانی مدت جمهوری اسلامی و پروژه اتمی اش در محاصره کشورهای شاکی غربی بوده است و در کنفرانس ترکیه و عراق و کنفرانس پیش رو در مسکو و نتیجه نامشخص آن وخونسرد و متعادل  در این مورد قضاوت نهایی داشت که امکان بی ثمر و بی نتیحه بودن آن همچنان تکرار شود ودیگر اینکه  به برخورد نظامی ختم نشود که البته « من در این مورد زیاد خوشبین نیستم »  و اصلا بعد ازتسلیم  جمهوری اسلامی که   «  باز هم در این مورد زیاد خوشبین نیستم » میخ جمهوری اسلامی محکم تر شد « که باز هم در این مورد زیاد خوشبین نیستم »  و اصلا ماندنی شد  اینجاست که ملت ایران چاره ای جز بین بد و بدتر و یا  چاره و ناچاری باید باز هم این حکومت را تحمل کنند اما با چه کسی ؟ با انتحاب شده  بیت رهبری ؟
که غیر ممکن است از « محالات » هست که دیگر مردم ایران زیر بار انتخاب شده های فرمایشی بروند .
 اما حالا می رسیم به گزینه 3 – یعنی آقای خاتمی هم گزینه ملت است و هم گزینه جمهوری اسلامی ست هر 2 طرف قضیه بدشان نمی آید یعنی چاره ای ندارند باید همدیگر را تحمل کنند هم ملت  ایران باید جمهوری اسلامی را تحمل کند البته با « تجهیزات کامل سرکوب از جنس نظامی اش» و زیر سلطه گرفتن مجلس و نمایندگان همین مردم در مجلس توسط فرمایشات رهبری و  مختص به اطاعت ازاوامر رهبری  وهم جمهوری اسلامی باید ملت ایران را تحمل کند یعنی باید  « رشوه سیاسی بدهد »  به مردم و مردم هم باید رشوه سیاسی بدهند به جمهوری اسلامی هر 2 طرف هزینه کننده این گزینه انتخاباتی هستند.
 پس آقای خاتمی با یک  « برگ برنده دوطرفه وارد صحنه می شود»  بی سبب هم نبود  که در انتخابات تحریم شده شرکت کردند رای  دادند و اتفاقا کار خیلی خوبی هم کردند من هم به جای ایشان بودم در شرایط مشابه  آقای خاتمی در انتخابات  شرکت می کردم و نقطه ضعف به جمهوری اسلامی نشان نمی دادم به  هرحال آقای خاتمی تا به اینجا  « برنده انتخاباتی 2 طرفه » هستند چون ملت ایران هم حاضر نیستند ریسک دوباره امثال احمدی نژاد ها را تحمل کنند چون امثال احمدی نژاد ها « زورشان به رهبری نمی چربد » هر چه هم چون یک پهلوان و یا یک قهرمان در مقابل رهبری قد علم کنند اما چون گماشته و سفارش شده  بیت رهبری هستند باید تا آخر ریاست جمهوری شان آهسته بروند و آهسته بیایند مبادا ؟
گزینه 4- اما آقای خاتمی گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشور هستند جمهوری اسلامی خوب می داند که  نمی تواند ایرانیان خارج از کشور را کنار بگذارد نادیده بگیرد این چند میلیون ایرانی خارج از ایران درست است تعدادشان  و زور فیزیکی و نظامی شان  « که اصلا ندارند»   به دلیل کوتاه بودن دستشان مرز تا مرز فاصله است و دور بودن از مبارزه خشونت آمیز به اندازه تعداد 20 میلیون بسیجی و سپاهی و حزب اللهی ودیگر ایرانیان مخالف و موافق داخل ایران نیست اما دارای کرسی تبلیغاتی قوی هستند کافی ست روی یک موضوع یک مطلب یک اختلافات درون نظامی یا یک راه کج رفتن رژیم قفل کنند به هرحال شبکه وسیع تبلیغاتی و اطلاع رسانی ایرانیان خارج از ایران آنقدر در خور توجه هست که بتواند آرامش رئیس جمهوری و کابینه اش را بر هم بریزد شاید منجر به انقلاب و شورش نشود که نمی شود اما به هرحال سربزنگاه نیشش را می زند پس جمهوری اسلامی در چنین شرایطی سعی می کند تا حدودی هم به ایرانیان خارج از کشور رشوه سیاسی بدهد به این ترتیب خاتمی نسبتا وجهه بدی در میان اپوزیسیون خارج از کشور ندارد برای ایرانیان خارج از کشور وجود اقای خاتمی «  ذخیره روز مباداست »   که اگر تمام احتمالات برای سرنگونی جمهوری اسلامی«  صورت نگرفت »  که این احتمالات سرنگونی می تواند:
 1-  یک معجزه برق آسا که رژیم را سرنگون کند:
2- اختلافات درون رژیم که باعث تخریب درون رژیم برای از هم پاشیدگی و سرنگونی اش  شود
3- قیام های مردمی
 4- حمله نظامی که باعث سقوط رژیم بشود
5- ارتحال اقای خامنه ای و هجوم برای کسب رهبری و قدرت و شورش دولتی و نظامی و مردمی در ایران
 حال اگر این احتمالات 5 گزینه ای  صورت نگرفت و نشد و همچنان رژیم سر کار ماند چه باید کرد اپوزیسیونی که به هر حال دنبال یک چهره بهتر داخلی است حالا تا حدودی بهتر اپوزیسیونی که می شود گفت درصد بالایی از آنها رضا پهلوی را به عنوان یک سیاستمدار پیشتاز قبول دارند و در میان سیاستمداران اروپا و امریکا و به خصوص در میان سیاستمداران کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای همسایه نزدیک به جغرافیایی ایران  وقابل اهمیت تر اینکه  رضا پهلوی چون در بین  تمام چهره های شناخته سیاسی خارج از ایران چند پله بالاتر قرار دارد به دلیل اینکه تمام معیارهای روشنفکری و مدرنیته بودن سیاسی اجتماعی را دارا هستند  فرزند شاه  ایران بوده است ودر داخل ایران  چون همان ملت کوچه و بازاری و اقشار تحصیل کرده و روشنفکر امروزی  هنوز در همان کوچه و بازار و مراکز آموزشی و پرورشی و استخدامی و کاری و زندگی خویش دنبال رد پای شاه سابقشان هستند که مفت و مجانی آواره اش کرده اند خواه ناخواه دنبال برگرداندن این شاهزاده قدیمی شان هستند اصلا اگر«  نیم لبخند و نیم نگاهی به خاتمی داشتند»   و برایش20 میلیون رای جمع آوری کردند  حدس و گمانشان بر این باور بود که«  آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند »  این عین جملاتی هست که ورد زبان همان زنان و مرانی بوده و هست که هنوز چشم به راهش هستند و تعدادشان نه تنها کم نشده بر اثر 33 سال گذشت زمان بلکه به فرزندان و نوه هایشان هم آموخته اند و پند و اندرز داده اند که«  او شاه خوبی بود»  .
 اما آنچه به نظرمی رسد درآینده و درموضع آینده نگری اینکه به هر دلیلی اگر همچنان جمهوری اسلامی ماند به هر دلیلی با احتمالات زیاد یا کم را تصور کنید اما به هر دلیلی جمهوری اسلامی ماند و « رضا پهلوی تنها گزینه اکثریت تحول خواه خارج از ایران»  نتوانست به ایران برگردد وحکومت سکولار حکومت دلخواه مردم ایران  ودیگرخواست های فرا دمکراتیک را یعنی چند رتبه هم از دیگر حکومت های دمکراتیک غربی حتی به مراتب بالاتر را به ایران ارمغان آورد و بر کرسی واقعیت بنشاند اینجاست که  اپوزیسیون  خارج از ایران بعد ازرضا پهلوی  ترجیحا  اقای خاتمی را از دست نمی دهد سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد .
مهناز هدایتی
لندن خرداد دوهزارودوازده

بخش:

انتشار از:

کیانوش توکلی

alarabiya logo

جمعه 18 رجب 1433هـ – 08 ژوئن 2012م

آخرین به روز رسانی: جمعه 18 رجب 1433هـ – 08 ژوئن 2012م KSA 20:34 – GMT 17:34

آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند؟

جمعه 18 رجب 1433هـ – 08 ژوئن 2012م

BalatarinDonbaleh

مهناز هدایتیاما آنچه به نظرمی رسد درآینده و درموضع آینده نگری اینکه به هر دلیلی اگر همچنان جمهوری اسلامی ماند به هر دلیلی با احتمالات زیاد یا کم را تصور کنید اما به هر دلیلی جمهوری اسلامی ماند و « رضا پهلوی تنها گزینه اکثریت تحول خواه خارج از ایران» نتوانست به ایران برگردد وحکومت سکولار حکومت دلخواه مردم ایران ودیگرخواست های فرا دمکراتیک را یعنی چند رتبه هم از دیگر حکومت های دمکراتیک غربی حتی به مراتب بالاتر را به ایران ارمغان آورد و بر کرسی واقعیت بنشاند اینجاست که اپوزیسیون خارج از ایران بعد ازرضا پهلوی ترجیحا اقای خاتمی را از دست نمی دهد سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد .

آقای خاتمی و رضا پهلوی « ولیعهد ایران » دو گزینه روی میزند :
آقای خاتمی آقای خاتمی است با 33 سال حضور در صحنه سیاست و رضا پهلوی هم ولیعهد ایران هستند با 33 سال حضور در صحنه سیاست بعلاوه پشتوانه پادشاهی پدروپدربزرگشان در صحنه سیاسیت در ایران که به طور سیستماتیک ووراثتی ژن ها نمی توان منکر شد که خووخصلت آنها را به ارث نبرده باشد و منکر علمی این قضیه شد که البته دست بر قضا انچه از شواهد تاریخی برمی آید و پیداست پدرو پدربزرگ ایشان بیشتر بار مثبت نیکو کاری و خیری برای ایران داشته اند تا بار منفی و وطن فروشی و مردم آزاری که بهتر می دانم وارد این مبحث کهنه شده و تکراری نشویم که اصلا احتیاج به گفتن نیست چون مردم ایران به آن درجه از شعور بالای سیاسی رسیده اند که بدانند گوشت کیلویی نهایتا 100 تومان کجا و مرغ کیلویی 30 تومان کجا و هر ایرانی یک خانه و خانه دار شدن مثل آب خوردن کجا و دق کش شدن زیر بار اجاره خانه های میلیونی و چند میلیونی و در آمد های ماهیانه 500 / 600 هزارتومانی حال حاضرکجا وجامعه ی سالم و آرام آن زمان کجا و…. اما آنچه مسلم است که آدم یاد مثل معروف می افتد که : عاشقی بد دردی ست دیگری گفت هنوز گرسنگی نکشیده ای که پدر درمی آورد درحال حاضر حکایت بحث شکم سیری یک ملت 35 میلیونی زمان شاه بود و بحث گرسنگی یک ملت 70 میلیونی که اگر به 70 میلیون بگویید عاشقی بد دردی ست همان مبحث آزادی سیاسی ست که اگر نگویم مردم ایران با چوب دستی دنبالمان خواهند کرد دروغ گفته ام چون در عرض این 33 سال پدری از ملت در آورده اند که ملت عاشقی را هم از یاد برده است .

اما برگردیم به اصل موضوع از آقای خاتمی وشاهزاده ی آواره شده ی ایرانی می گفتم که آه سنگین غصه بر دلم نشست آه جانانه از عمق وجودم کشیدم نه اینکه فکر کنید من اصلا این خانواده را در ایران از نزدیک دیده بودم یا اصلا می خواهم برای این خانواده ارزش و اعتباری کسب کرده باشم که به تنها چیزی که احتیاج ندارند تعریف و تمجید از من و ماست چرا که کاراز تعریف و تمجید گذشته است غم بزرگ ما عملکرد ناشیانه و ناآگانه ما بود که تجربه تلخ تاریخ شد و مهره پشیمانی بر پیشانی مان زده شد تا ما باشیم دیگر بیگدار تاریخی به آب نزنیم و در دام احساسات لحظه ای تاریخی نیفتیم آگاهانه و سنجیده قدم بر داریم با هم و برای هم حتی با اتکا به یک نظر مخالف به دور هیچکسی زندان نکشیم و زندانبان هیچ عقیده و اندیشه ای نباشیم .

اما از آقای خاتمی بگویم و از 4 گزینه ای که ایشان در تمام این گزینه ها از جایگاه خاصی برخوردارهستند البته « برای سیاست داخلی نه برای سیاست خارجی » :
1- اقای خاتمی تنها گزینه ی روی میز جمهوری اسلامی است
2- اقای خاتمی تنها گزینه ملت ایران است
3- اقای خاتمی هم گزینه ملت است هم گزینه رژیم
4- اقای خاتمی گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشوراست

حال وارد گزینه اول و دوم میشویم : اقای خاتمی گزینه روی میز جمهوری اسلامی ست چون جمهوری اسلامیون ایران انقدر که به خاتمی نیازمندند که حاضرند برایش هزینه کنند پا به پایش راه بی آیند وآزار و اذیت سیاسی به او نرسانند عزت و احترامش را حفظ کنند «البته گاها حرمت شکنی اش می کنند اما نه از طرف بیت رهبری» بخاطر جان فشانی اش طبق شنیده های رایج « نمونه شدت همکاری شان در 18 تیرو حرکت اعتراضی دانشجویان کوی دانشگاه که در یک قدمی فراگیری عمومی در ایران بود و با شدت تمام اقای خاتمی به نفع ابقای جمهوری اسلامی آب پاکی بر آتش خشم دانشجویان ریختند ویک تنه آتشش را خاموش کردند» «چرا که خاتمی اگر جلوتر از انها حرکت نکند عقب تر از انها هم برای حفظ نطام جمهوری اسلامی گامی برنمی دارد» « البته قابل ذکر است انسان ها در حال تغییرو تحول هستند » و دلیلش هم داشتن حد نصاب پایگاه توده ای در بین مردم داخل ایران است به آن دلیل که در گزینه 2 به آن اشاره کردم اقای خاتمی تنها گزینه ملت ایران است « در زمان بودن و ماندن و ابقای جمهوری اسلامی » حال آمدیم جمهوری اسلامی صد سال سیاه هم سقوط نکرد احتمالات هست دیگر آمدیم تمام انرژی مردم ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی به مرورزمان تمام شد بعد از آن ملت می خواهند چکاربکنند ؟

ملت خاتمی را همانطور که جمهوری اسلامی در آب و نمک خوابانده است ملت هم خاتمی را در آب و نمک خوابانده هر چه باشد خاتمی خاتمی است با یک چهره فریبنده و مهربان تا حدودی آزاد اندیش تا حدودی امروزی و دیگر محاسن ظاهری و یک کمی هم محاسن باطنی اما « نه در پرانتز معیارهای جهانی » اما هر چه باشد از دیگر گزینه های جمهوری اسلامی برای مصرف داخل ایران بهتر است 20 میلیون رای آورده بود صاف و صادق بدون تقلب و بدون جابجایی رای ها چون آن موقع هنوز جمهوری اسلامی پی جنبش سبز به تنش نخورده بود نمی دانست مردم ایران انتظارشان از چارچوب جمهوری اسلامی فراتر رفته است پس خاتمی را فکر می کردند در آن چارچوب بود و البته هم خدایی هم از آن چارچوب رژیم یک سانتی متر هم عقب نشینی نکرد اما آن موقع سطح توقوع ملت ایران یک چیز دیگری بود حالا چی ؟

این ملت هفتاد میلیونی آن ملت 20 سال و 30 سال پیش نیستند آب از سرشان گذشته شکنجه و شلاق وزندانی و تیرو تبرو سیلی خورده اند و کهریزک ها و اوین ها را دسته جمعی تجربه کرده اند جنگ و گرانی و بدبختی و حس شیرین آزدادی را از پشت تکنولوژی جهانی شاهد هستند می بینند و می شنوند طعم تلخ گرانی حتی در مقابل خاتمی هم می ایستند اما « چرا چیست » به این دلایل جمهوری اسلامی نمی تواند خاتمی را طرد کند احتیاج مبرم نیازبه ماندگار شدنشان ضرورتا در نام و وجود خاتمی ست چون باز هم از ملت رای می گیرد با حد و حدود بالاتر از 2 دوره ی قبلی چون اگر خاتمی نباشد هرگزینه ی دیگرکاندید ریاست جمهوری اسلامی « تحریم شده ملت » چه در داخل و چه در خارج از ایران به حساب می آیند .
در نظر بگیرید تا یک سال دیگریا بیشتریا کمتر انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می شود حالا گیریم که جمهوری اسلامی توسط اسرائیل و متحدانش بمب باران نشد معذرت می خواهم منظورم مراکز اتمی مشکوک به بمب اتمی است « یواشکی عرض کنم » که مردم ایران ته دلشان یک جورایی احساس می کنند که احتمال دارد همین درگیری با مراکز اتمی منظورم همان حمله نظامی ست منجر به سقوط این رژیم شود حالا فکر می کنیم چون یکی از احتمالات ملت ایران همین درگیری غرب با مسئله اتمی ایران است که می توانند چند درصدی رویش حساب کنند .

حال اگر این مذاکرات پیش روی ادامه و ادامه و ادامه پیدا کرد و یا اینکه در آخرین مذاکره و در یکی از همین مذاکره ها 5+ 1 با ایران به توافق رسیدند و اصلا به طور کل جریان « پرونده اتمی ایران بسته شد و همه چی به پایان رسید» اینکه در یک دور طولانی مدت جمهوری اسلامی و پروژه اتمی اش در محاصره کشورهای شاکی غربی بوده است و در کنفرانس ترکیه و عراق و کنفرانس پیش رو در مسکو و نتیجه نامشخص آن وخونسرد و متعادل در این مورد قضاوت نهایی داشت که امکان بی ثمر و بی نتیحه بودن آن همچنان تکرار شود ودیگر اینکه به برخورد نظامی ختم نشود که البته « من در این مورد زیاد خوشبین نیستم » و اصلا بعد ازتسلیم جمهوری اسلامی که « باز هم در این مورد زیاد خوشبین نیستم » میخ جمهوری اسلامی محکم تر شد « که باز هم در این مورد زیاد خوشبین نیستم » و اصلا ماندنی شد اینجاست که ملت ایران چاره ای جز بین بد و بدتر و یا چاره و ناچاری باید باز هم این حکومت را تحمل کنند اما با چه کسی ؟ با انتحاب شده بیت رهبری ؟
که غیر ممکن است از « محالات » هست که دیگر مردم ایران زیر بار انتخاب شده های فرمایشی بروند .

اما حالا می رسیم به گزینه 3 – یعنی آقای خاتمی هم گزینه ملت است و هم گزینه جمهوری اسلامی ست هر 2 طرف قضیه بدشان نمی آید یعنی چاره ای ندارند باید همدیگر را تحمل کنند هم ملت ایران باید جمهوری اسلامی را تحمل کند البته با « تجهیزات کامل سرکوب از جنس نظامی اش» و زیر سلطه گرفتن مجلس و نمایندگان همین مردم در مجلس توسط فرمایشات رهبری و مختص به اطاعت ازاوامر رهبری وهم جمهوری اسلامی باید ملت ایران را تحمل کند یعنی باید « رشوه سیاسی بدهد » به مردم و مردم هم باید رشوه سیاسی بدهند به جمهوری اسلامی هر 2 طرف هزینه کننده این گزینه انتخاباتی هستند.

پس آقای خاتمی با یک « برگ برنده دوطرفه وارد صحنه می شود» بی سبب هم نبود که در انتخابات تحریم شده شرکت کردند رای دادند و اتفاقا کار خیلی خوبی هم کردند من هم به جای ایشان بودم در شرایط مشابه آقای خاتمی در انتخابات شرکت می کردم و نقطه ضعف به جمهوری اسلامی نشان نمی دادم به هرحال آقای خاتمی تا به اینجا « برنده انتخاباتی 2 طرفه » هستند چون ملت ایران هم حاضر نیستند ریسک دوباره امثال احمدی نژاد ها را تحمل کنند چون امثال احمدی نژاد ها « زورشان به رهبری نمی چربد » هر چه هم چون یک پهلوان و یا یک قهرمان در مقابل رهبری قد علم کنند اما چون گماشته و سفارش شده بیت رهبری هستند باید تا آخر ریاست جمهوری شان آهسته بروند و آهسته بیایند مبادا ؟

گزینه 4- اما آقای خاتمی گزینه روز مبادای اپوزیسیون خارج از کشور هستند جمهوری اسلامی خوب می داند که نمی تواند ایرانیان خارج از کشور را کنار بگذارد نادیده بگیرد این چند میلیون ایرانی خارج از ایران درست است تعدادشان و زور فیزیکی و نظامی شان « که اصلا ندارند» به دلیل کوتاه بودن دستشان مرز تا مرز فاصله است و دور بودن از مبارزه خشونت آمیز به اندازه تعداد 20 میلیون بسیجی و سپاهی و حزب اللهی ودیگر ایرانیان مخالف و موافق داخل ایران نیست اما دارای کرسی تبلیغاتی قوی هستند کافی ست روی یک موضوع یک مطلب یک اختلافات درون نظامی یا یک راه کج رفتن رژیم قفل کنند به هرحال شبکه وسیع تبلیغاتی و اطلاع رسانی ایرانیان خارج از ایران آنقدر در خور توجه هست که بتواند آرامش رئیس جمهوری و کابینه اش را بر هم بریزد شاید منجر به انقلاب و شورش نشود که نمی شود اما به هرحال سربزنگاه نیشش را می زند پس جمهوری اسلامی در چنین شرایطی سعی می کند تا حدودی هم به ایرانیان خارج از کشور رشوه سیاسی بدهد به این ترتیب خاتمی نسبتا وجهه بدی در میان اپوزیسیون خارج از کشور ندارد برای ایرانیان خارج از کشور وجود اقای خاتمی « ذخیره روز مباداست » که اگر تمام احتمالات برای سرنگونی جمهوری اسلامی« صورت نگرفت » که این احتمالات سرنگونی می تواند:
1- یک معجزه برق آسا که رژیم را سرنگون کند:
2- اختلافات درون رژیم که باعث تخریب درون رژیم برای از هم پاشیدگی و سرنگونی اش شود
3- قیام های مردمی
4- حمله نظامی که باعث سقوط رژیم بشود
5- ارتحال اقای خامنه ای و هجوم برای کسب رهبری و قدرت و شورش دولتی و نظامی و مردمی در ایران

حال اگر این احتمالات 5 گزینه ای صورت نگرفت و نشد و همچنان رژیم سر کار ماند چه باید کرد اپوزیسیونی که به هر حال دنبال یک چهره بهتر داخلی است حالا تا حدودی بهتر اپوزیسیونی که می شود گفت درصد بالایی از آنها رضا پهلوی را به عنوان یک سیاستمدار پیشتاز قبول دارند و در میان سیاستمداران اروپا و امریکا و به خصوص در میان سیاستمداران کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای همسایه نزدیک به جغرافیایی ایران وقابل اهمیت تر اینکه رضا پهلوی چون در بین تمام چهره های شناخته سیاسی خارج از ایران چند پله بالاتر قرار دارد به دلیل اینکه تمام معیارهای روشنفکری و مدرنیته بودن سیاسی اجتماعی را دارا هستند فرزند شاه ایران بوده است ودر داخل ایران چون همان ملت کوچه و بازاری و اقشار تحصیل کرده و روشنفکر امروزی هنوز در همان کوچه و بازار و مراکز آموزشی و پرورشی و استخدامی و کاری و زندگی خویش دنبال رد پای شاه سابقشان هستند که مفت و مجانی آواره اش کرده اند خواه ناخواه دنبال برگرداندن این شاهزاده قدیمی شان هستند اصلا اگر« نیم لبخند و نیم نگاهی به خاتمی داشتند» و برایش20 میلیون رای جمع آوری کردند حدس و گمانشان بر این باور بود که« آقای خاتمی می خواهد ولیعهد را به ایران برگرداند » این عین جملاتی هست که ورد زبان همان زنان و مرانی بوده و هست که هنوز چشم به راهش هستند و تعدادشان نه تنها کم نشده بر اثر 33 سال گذشت زمان بلکه به فرزندان و نوه هایشان هم آموخته اند و پند و اندرز داده اند که« او شاه خوبی بود» .

اما آنچه به نظرمی رسد درآینده و درموضع آینده نگری اینکه به هر دلیلی اگر همچنان جمهوری اسلامی ماند به هر دلیلی با احتمالات زیاد یا کم را تصور کنید اما به هر دلیلی جمهوری اسلامی ماند و « رضا پهلوی تنها گزینه اکثریت تحول خواه خارج از ایران» نتوانست به ایران برگردد وحکومت سکولار حکومت دلخواه مردم ایران ودیگرخواست های فرا دمکراتیک را یعنی چند رتبه هم از دیگر حکومت های دمکراتیک غربی حتی به مراتب بالاتر را به ایران ارمغان آورد و بر کرسی واقعیت بنشاند اینجاست که اپوزیسیون خارج از ایران بعد ازرضا پهلوی ترجیحا اقای خاتمی را از دست نمی دهد سرمایه گذاری نهایی را روی خاتمی انجام خواهد داد .

مهناز هدایتی
لندن خرداد دوهزارودوازده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s