مهناز هدایتی از ملکه انگلستان تقدیر نامه گرفتند

منتشرشده: فوریه 6, 2012 در Uncategorized

Posted: سپتامبر 15, 2011 in Uncategorized

متن فارسی شعر من در بهشت زندگی می کنم در این سایت

http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=5491

I am living in paradise

فرستاده شده: ژوئن 24, 2011 توسط mahnazhedayati در Uncategorized

 این  سروده از مهناز هدایتی  در سال 2010 موفق به دریافت تقدیر نامه از جانب ملکه انگلستان شد  با سپاس بیکران از محبت ایشان

Poem by Mahnaz Hedayati

Translated from the Persian original by an anonymous translator

 

I am living in paradise

Yes … I am living in paradise

I swear to God I am telling you the truth

Britain is an earthly paradise with two windows

opening onto love and freedom

Looking through it

you see the day illuminated by the sun

and the night by the moon

When the moon has just risen

it takes girls as pretty as houris of paradise

to discos

with police escorts

You see them dancing till sunrise

in the arms of loving boys

As soon as day breaks

you see them handed over to the sun

with their tender bodies

untouched by whips

untarnished by torture

and  not fragmented by stoning

I am living in paradise

My witness is this septuagenarian woman

who lovingly kisses her boy-friend

who, thinking of him

places newly purchased bottles of whiskey and beer in her bag

My mother used to say

“whoever drinks beer will go to hell”.

But this English septuagenarian

who drives without glasses

whose eyes see clearly

and who has no fear of the hell

sits at her state-of-the-art computer

and types the news of her country’s economic progress

While she is busy typing quickly

you can observe her long, varnished fingernails

and you can hear her

whispering a gentle tune

In Britain

no bird is without a nest

no cat is without a house to which it belongs

no dog is a stray dog

no river is devoid of water

and no divorced woman

sleeps outside her husband’s entrance door

shivering from cold

The warm fireplace of her free house

given to her as the Queen’s gift

warms her so pleasantly

that she laughs happily with her dear kids

who are also dear to the Queen’s heart

and who are paid handsomely every month

by the Queen’s government

She enjoys herself and laughs loudly

She shops every day

without any sign of her funds coming to an end

She takes her kids to a free school

while she herself

heads for the sauna

for the swimming pool

and for the gymnasium

so that she develops a good figure

She has no idea

of how the world of politics operates

but she is quite familiar with this principle

Law equals justice … law equals justice

I am living in paradise

Following hours of sunshine

rain descends to bring us bounty

It makes the fields green and fertile

and endows fruit trees with lush blossoms

And all this happens while no blood is shed

I feel pity for the flowers of my faraway motherland

where people long for a drop of rain

where they suffer and burn

through no fault of their own

I put on my sunglasses

and drive, weeping,

along highways of envy

I so much wish the queen of rain

had not been chased out of Iran

London

30th of Auguat, 2009

 

من در بهشت زندگی می کنم

سه شنبه ۱۰ شهريور ۱۳۸۸ – ۰۱ سپتامبر ۲۰۰۹


مهناز هدایتی

hedayati.jpg
من در بهشت زندگی می کنم
به خدا راست می گویم
انگلیس بهشت زندگی ست با دو پنجره
که رو به عشق و آزادی گشوده می شود
و روز و شب از دریچه ی نگاهش
به یک خورشید ویک ماه ختم می شود
و ماه در نیمه ی طلوعش
دخترکان زیبا روی حوری بهشتی را
با اسکورت پلیس به دیسکو می برد
ودر دایره ی نور افشان مهتابش
تا اولین روزنه ی طلوع خورشید
در آغوش پسرکان عاشق پیشه
به رقص و پایکوبی می کشاند
و صبح هنگام صحیح و سالم
تحویل خورشید می دهد
بی آنکه تن ظریفشان
شلاق و شکنجه دیده باشد
یا اعدام و سنگسار شده باشندمن در بهشت زندگی می کنم
و این زن هفتاد ساله ی انگلیسی
که دوست پسرش را عاشقانه می بوسد
و تند تند شیشه های ویسکی و آبجو را
به سلامتی او درسبد خریدش می گذارد
شاهد من استمادرم همیشه می گفت
هرکسی آبجو بخورد به جهنم می رود
اما این زن هفتاد ساله ی انگلیسی
که بدون عینک رانندگی می کند
و چشمانش خیلی روشن می بیند
واز جهنم هم نمی ترسد
با کامپیوتر آخرین مدلش
پیشرفت اقتصادی کشورش را
با ناخن های بلند ولاک زده تند تند تایپ می کند
وبا آهنگ دلنشینی زیر لب زمزمه می کند
هیچ پرنده ای در انگلیس بی آشیانه نیست
هیچ گربه ای بی خانه نیست
هیچ سگی ولگرد نیست
هیچ رودی بی آب نیست
و هیچ زنی با فرزندانش بعد از طلاق
پشت در خانه ی شوهرش نمی خوابد
واز سرما نمی لرزد
وشومینه ی داغ خانه ی مجانی
که ملکه الیزابت به اوهدیه می دهد
انقدر گرمش می کند
که با فرزندانش که عزیز دل ملکه ی انگلیس هستند
وماهیانه یک عالمه حقوق از او می گیرند
عشق می کند و قاه قاه قاه می خندد
و هر روز می رود فروشگاه خرید
و اصلا پولش تمام نمی شود
وتازه بچه هایش را می برد مدرسه ی مجانی
و خودش می رود بدن سازی استخر سونا
و اصلا نمی داند سیاست چند نقطه دارداما قانون مساویست با عدالت را خوب آموخته است
اما قانون مساویست با عدالت را خوب آموخته استمن در بهشت زندگی می کنم
بعد از یک آفتاب داغ
بلافاصله باران نعمت می بارد
و بدون خونریزی
زمین را سبز و آسمان را شکوفه باران می کنددلم برای گل های سرزمینم می سوزد
که برای یک قطره باران له له می زنند
و ناخواسته می سوزند و می سازند
عینک آفتابی ام را می زنم
و در جاده های حسرت با گریه می رانم
کاشکی ملکه ی باران را از ایران پر نداده بودند

لندن ۳۰ آگوست ۲۰۰۹

 

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. mahmud arbab می‌گوید:

    Motemaleghane bud. Ama wagheiat ra ham monakes mikard.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s