شکنجه ملت ایران را متوقف کنید غربی ها

منتشرشده: ژانویه 31, 2012 در Uncategorized

شکنجه ملت ایران را متوقف کنید غربی ها

جمعه, ژانویه 27, 2012 – 20:01
مهناز هدایتی

مهم تر اینکه روند پیش چشم نه به شکست جمهوری اسلامی ناشی از تحریم ها صورت خواهد گرفت بلکه این سیر برخورد نابرابر تنها ملت ایران را روز به روز زجر کش تر می کند « نهایتا » که وارد جنگ با جمهوری اسلامی شدن آخرین گزینه است اما چرا آخرین گزینه را بر اولین گزینه ترجیح نمی دهید تا ملت اسیرایران اینگونه با آثار پدید آمده از تحریم ها به هلاکت روزمره دچار نشوند نتیجه اینکه این « تحریم های کشنده ملت ایران را فلج کرده است» و از زندگی و زنده ماندن ساقطشان کرده است و متذکر می شوم این راه مد نظر غربی ها به جنگ منتهی خواهد شد .


یا رومی روم یا زنگی زنگ یا جنگ یا صلح با جمهوری اسلامی .
2 راه بیشتر پیش پای غرب در مقابل « ملت ایران » نیست یا جنگ یا صلح ؟ اما بگذارید تا فراموشم نشده است یادآوری کنم که در هر «2 صورت » چه به جنگ منتهی بشود چه به صلح و سازش با جمهوری اسلامی در رابطه با پرونده ی اتمی اش « شکست پایاپای » برای جمهوری اسلامی خواهد بود . با پایان یافتن و مختومه شدن پرونده انرژی هسته ای بمب اتمی جمهوری اسلامی « پیروزی » از آنه ملت ایران خواهد بود چرا که درگیر شدن جمهوری اسلامی در پرونده اتمی اش تنها وارد کردن خون به تن بی رمق این جمهوری ست و« خلاصی از این پرونده» شکسته شدن شیشه عمر جمهوری اسلامی خواهد بود و وارد شدن و کشانده شدن به «جنگ » هم وضعیتی همسان اما تندتر و کوبنده ترو در نهایت شاید دشوارتر برای ملت ایران خواهد داشت که در هر 2 صورت «هزینه سرعت عمل » با ملت ایران خواهد بود که نمی تواند بدون آسیب های جانبی همراه باشد که به طور یقین به همراه خواهد داشت که می تواند سرنوشت مشابهی را برای جمهوری اسلامی تدارک ببیند .
اینکه « راه نجاتی » پیش روی جمهوری اسلامی خواهد بود ناممکن به نظرمی رسد پس متوصل شدن جمهوری اسلامی به درازا کشیده شدنش در باتلاق پرونده ی هسته ای مد نظرش تنها چند صباح ادامه عمر خواهد بود و اگر اکنون در چنین پرونده ای غرق شده است نه به خاطر این است که پای فشاری بر داشتن انرژی هسته ای خواهد داشت و دل به حال امت مسلمان سوزانده است تا از فواید انرژی هسته ای برای مقاصد برطرف نمودن نیازمندی های عمومی به طور مثال «تولید برق » بهره وری کند که باید گفت از سایه سری جمهوری اسلامی کارتن خواب ها و سیل بیکاران و گرسنگان و قحطی زدگان « در آینده » آمار رو به رشد اقتصادی ایران هستند در صحنه داخلی و جهانی به جای آمار رو به رشد تولید و صادرات درخشان یک کشور پیشرفته اما به هرحال تکرار مکررات نشود.
چنین متصور است که اگر «جریان » پرونده ی اتمی جمهوری اسلامی با صلح و سازش و کوتاه آمدن از ادامه غنی سازی باشد در پایان باید تسلیم مردم ایران بشود پس با پایان برنامه اتمی اش باید پایان ادامه حکومتش را نیز اعلام کند و اگر پیش رو و پیشاپیش تسلیم جنگ شده است و تا آخرین نفس به «پیشواز» جنگ و اصرار بر ادامه غنی سازی اورانیوم دارد تنها بهانه ای می باشد برای ادامه ی حیات و برآورده کردن آخرین آرزویش در آخرین روزهای حیاتش یعنی شلیک مستقیم به کشورهایی که کینه دیرینه و تنفر از این کشورها را به دل دارد .
در هر 2 حالت برای جمهوری اسلامی اعلام سقوط خواهد بود چه با سازش چه با پای فشاری بر ادامه غنی سازی پس جمهوری اسلامی « راه آبرومندانه» و کینه توزانه اش را انتخاب کرده است که اگر« قرار است » رودر روی ملت ایران بایستد پس چه بهتر در مقابل غرب بایستد و تمام دق و دلی اش را روی مراکز صهیونیستی و امپریالیستی خالی کند وبعد از آن اتوماتیک وار پایان سلطه اش را درجهان اعلام کند که خواه نا خواه اعلام خواهد شد پس در هر 2 حالت به طور صد درصد حتی یک درصد هم بی گمان نباشید که جمهوری اسلامی رفتنی ست.
اما برگردیم به ادامه بحث مورد نظر چند سالی هست غربی ها با سیاست 2 پهلو و مشکوک خود روزگار را بر ملت ایران سیاه کرده اند با نگرشی بر پرونده ی قطور انرژی هسته ای بمب اتمی جمهوری اسلامی دقیقا پی به آزار و شکنجه روحی و اقتصادی غربی ها نسبت به ملت بی گناه و مظلوم ایران خواهیم برد چگونه است که کشورهای غربی برای آزارو اذیت حیوانات نور چشمی شان درجه بندی مجازات در نظر گرفته اند و برای شکنجه یک گربه یا سگشان حداقل یک سال مجازات زندان بریده اند «که البته کاربسیار خوبی ست » اما در مقابل شکنجه ی چندین ساله ی ملت ایران سکوت کرده اند و صدای مخالفتی از آنها بر نمی خیزد ؟
تصور اینکه سال هاست اگر چه با سیاست های غلط جمهوری اسلامی در زمینه سیاست خارجی و داخلی و بی برنامه گی های اقتصادی و سیاسی و غوطه ورشدن در مسایل ایدئولوژیک نه تنها در مجموعه ی داخلی که در مجوعه ی خارجی آن و آنچه که در طی این سال ها از سیاست های بد اقتصادی و سیاسی اش دامن گیر ملت ایران شده است از جانب این حکومت این ملت ایران بوده است که کمترین عکس العمل اجتماعی اش با درآمد ریالی زیر بار گرانی آنچه که بدست می آورند باید با دلارخون از تن و جانشان بپردازند و در این آخرین نفس های کند کشیدن هایشان زیر بار تورم و گرانی دست و پنجه نرم کنند و زندگی نه انسانی بلکه توام با رنج و ستم هر روزه را متحمل بشوند و آنچه که هنوز نامعلوم است که در سایه این سختی کشیدن ها ی اقتصادی وسیاسی چه آینده ای پیش روی در سایه بودن جمهوری اسلامی خواهند داشت و نه اینکه این وضعیت پیش آمده « رو به بهبود خواهد رفت » که با وجود اتخاذ چنین تصمیم هایی امیدواری حداقل حتی کمتر از این معیار خواهد بود.
اما قبل از نگارش ادامه بحث مورد نظر قبل از هر تحلیلی برویم سر اصل مطلب اینکه این چند ساله چگونه با زندگی روزمره ایرانی ها بازی شده است و روح و روانشان را به آزار و اذیت کشیده اند چه از طریق غربی ها چه از طرف جمهوری اسلامی همانند شمشیر دولبه برجان ایرانی ها افتاده اندو یک تنه دارند می تازند و آرامش جان و روان می برند متاسفانه آگاهانه ویا ناآگاهانه جان می درند .
باید گفت این بازی های قهرآمیز و خشونت بار عادلانه منصفانه انسانی و منطقی نیست آنچه که مورد بحث است مجازات های چندین ساله و رفتار تند و سردرگم غربی ها در مقابل « ملت ایران » گواه خشونت نابخشودنی ست که نباید از آن غافل شد بلکه باید مد نظر جدی و فوری قرار بگیرد و در مورد این رفتار برخوردی عاقلانه و مصلحت جویانه در اولین فرصت یک تدبیردوراندیشانه و قاطعانه اتخاذ نمود که « متاسفانه » در حال حاضر نه کاری ازدست ملت ایران که در داخل کشور هستند بر می آید و نه کاری ازاپوزیسیون بی رنگی که در خارج از ایران در حال گمانه زنی های حزبی و عقیدتی می باشند و هرازگاهی تنها به طومار نویسی و یا جمع آوری امضا بر ضد جنگ و یا در تایید جنگ و یا تحریم تحریم ها و تحریم انتخاباتی و یا تایید و سکوت در مقابل رژیم ویا تحریم و تخریب چهره های سیاسی و یا تشکیل کنفرانس های خبری و مصاحبه های نه چندان قابل قبول و اهمیت از نظر ابعاد خارجی جهت کسب یک راهکار سازنده و مفید که درخور توجه جوامع غربی در گیر با این مشکلاتی که در مقابل دارند و دست به گریبان هستند باشد وشاید بتوان گفت تنها جوابگودر حال حاضر غربی ها می توانند باشند .
سیر تحول برخورد با پرونده اتمی جمهوری اسلامی که در دستور کار چندین ساله غربی هاست شاید پیش تر از سال 2003 باشد که غرب متوجه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی در این سال ها شد و در جریان پرونده اتمی جمهوری اسلامی بوده است که البته قبل از سال 2002 سازمان سیا و کشورهای غربی اطلاعات بسیاری به آژانس بین المللی انرژی اتمی تحویل داده بودند اما در عرض این چندساله از سال 2003 به بعد تا کنون برخورد غرب با پرونده هسته ای ایران حتی ساعتی نبوده است که مورد بحث جهانی و جریان هرروزه ی غرب در برخورد با این پرونده نباشد که حکایت های اتمی ضرب الاجل ها چانه زدن های اتمی مذاکرات اتمی « انرژی هسته ای » بازرسی های اتمی شفافیت ها و کدورت های اتمی انتظارهای تصویب قطعنامه شدنی و ناشدنی هنوز به قوت خود بافی ست .
اما اما باید قانع شد که « نتیجه این چندساله درگیری » با این پرونده چه بوده است و کدام طرف از طرفین توانسته اند به «نتیجه دلخواه برسند» و تا چه زمانی این دور زدن های باطل به قوت خویش باقی خواهد ماند و در این میان نقش مظلومانه ملت ایران چیست و اصلا چرا باید ملت ایران تاوان این بازی بی رحمانه طرفین را بپردازند چرا باید قربانی این بازی های سیاسی اتمی این 2 دسته بشوند ؟
اگر حداقل زمان را برای درگیری غرب با جمهوری اسلامی که صحیح تر این است که در اینجا بگویم با ملت ایران از سال 2003 در نظر بگیریم ملت ایران در یک دایره ی بسته چه باید کرد و چه خواهد شدها قرار گرفته است چرا که از 2003 به این طرف شاهد جنگ امریکا با عراق و جنگ امریکا با افغانستان بوده اند که هر 2 کشور با ورود و دخالت غربی ها به تغییر سیسم نظام موجود در کشورشان دست یافته اند با حداقل زمان برای هشدارها و دخالت های غربی ها قبل از اقدامات پیش از برخورد برای عوض کردن رژیم های موجود در این کشورها بود ه است .
اما در ایران از 2003 به بعد تنها جریانی از شعارها و تضادها و برخوردهای پرونده ای کاغذی توام با گزینه های روی میزو زیر میزی غرب بوده است و لپ مطلپ اینکه ملت ایران « بازیچه دست » پرونده سازی نتیجه نامعلومی ست که تا این لحظه حکایت از پریشانی غرب درمقابل جمهوری اسلامی را آشکار می سازد .
اما آنچه که دیده می شود اینکه تمام این راه ها به جنگ ختم می شود اما تحریم های گسترده ای که صورت گرفته است وبعضا زمان اجرایی آن نا مشخص است چرا باید صورت بگیرد و حال که در حال صورت گرفتن است بعد از اجرایی شدن آن چرا باید به جنگ ختم بشود اینگونه مجازات های آشکا ر و علنی که نتیجه ای جز آغاز جنگ نخواهد داشت چرا باید قبل از وقوع جنگ صورت بگیرد و چرا باید منتهی به جنگ بشود قبل از اینکه« بی نتیجه » تمام بشود آیا این تحریم ها به جز شکنجه ملت ایران در ادامه و قبل از وارد شدن به جنگ نیست ؟
آیا می توان از تحریم ها به « نرسیدن به جنگ » استفاده کرد با بیان ساده تر اینکه بدون تحریم ها آیا نمی توان به جنگ مورد نظر و اجرا شدنی در آینده ای نزدیک شما رسید اینگونه تحریم ها به چه کسی سودو منفعت و به چه کسی ضرروزیان می رساند جز به ملت ایران و بعد از وارد شدن به جنگ آیا « ملت ایران پرسش کننده نخواهند بود » که چرا قبل از اینکه همین جنگ آغاز شده راقبل از تحریم های کشنده به جای تحریم های شکننده شما برضد جمهوری اسلامی از ابتدا همین جنگ را قبل از تحریم ها آغاز می کردید ؟
سال هاست که تحریم و تهدید بر سر ملت ایران از طرف غرب بوده و هست و این ستم ویرانگر چه از طرف جمهوری اسلامی و چه از طرف غربی ها را تحمل می کنند و کمرشان زیر بار این تحریم ها شکسته است که در نتیجه باید شاهد جنگ هم از طرف طرفین باشند تحریم ها روال نابودی مردم ایران را تسهیل تر کرده است و در تمام سطوح زندگی ملت ایران مشهود است از غربی ها باید « پرسید» در پی زهر چشم از جمهوری اسلامی هستید یا در پی نابودی و شکستن ملت ایران ؟
مهم تر اینکه روند پیش چشم نه به شکست جمهوری اسلامی ناشی از تحریم ها صورت خواهد گرفت بلکه این سیر برخورد نابرابر تنها ملت ایران را روز به روز زجر کش تر می کند « نهایتا » که وارد جنگ با جمهوری اسلامی شدن آخرین گزینه است اما چرا آخرین گزینه را بر اولین گزینه ترجیح نمی دهید تا ملت اسیرایران اینگونه با آثار پدید آمده از تحریم ها به هلاکت روزمره دچار نشوند نتیجه اینکه این « تحریم های کشنده ملت ایران را فلج کرده است» و از زندگی و زنده ماندن ساقطشان کرده است و متذکر می شوم این راه مد نظر غربی ها به جنگ منتهی خواهد شد .
پس چرا باید ملت ایران تا این درجه فلاکت و نابودی پیش بروند تا شما آغاز گر همان جنگی باشید که از ابتدای امر در فکر آن بوده اید ؟
انگیزه این تحریم ها و برخوردها هر چه باشد نه در کوتاه مدت بلکه ازدوران خیلی پیش ترعلاوه بر این تحریم های جدید و در حال تحریم فروش تجهیزات فناوری مسدود شدن دارایی های بانک مرکزی تحریم خرید نفت از ایران ممنوعیت فروش طلا به ایران تحریم صنایع پتروشیمی و دیگر تحریم ها و تحریم ها و مجازات ها و مجازات ها که صورت گرفته و خواهد گرفت رمقی برای ملت ایران برای ادامه ی یک زندگی انسانی نگذاشته است و نخواهد گذاشت همانطور که جوابی برای انسان و انسانیت در این گیرو دار نمی توان پیدا کرد و پاسخی در یافت نمی شود به جز « زورآزمایی » هر روزه ی طرف های درگیر که به عین در منطقه شاهد مانورهای علنی شان و حضور چشمگیرو خط نشان کشیدن ها و عبورکور از خط قرمزها یشان هستیم .

منبع:

بخش:

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s