چهره های مانده گار- رادیو جوان با مهناز هدایتی شاعر ونویسنده جوان

منتشرشده: اوت 3, 2011 در Uncategorized

http://fooshing.blog.af/2011/07/30/%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%A7%D8%B2/

 

ارسال شده توسط صادقی تحت دسته اشعار


مهناز هدایتی:
هراز گاهی بیا پیشم که دل واپس نباشم
دلم با توست پیشم باش تا بی کس نباشم
دراین غربت که غمگین دل خویشم همیشه
کمک کن تا رها شم تا دراین محبس نباشم
تو گفتی عاشقی آغاز تنهایی ست ؟! باید
در این سنگر بمانم فکر آتش بس نباشم
به یادت در میان اشک و اندوهم نشستم
به فریادم برس خشکیده خارو خس نباشم
فراموشت نکردم پس فراموشم نکن تو
فراموشم کنی عشقم بدان زین پس نباشم
خلاصه می کنم حرف دلم را تا بدانی
جنین عشقتم پس سعی کن نارس نباشم

مهنازهدایتی شاعر نویسنده عضو انجمن قلم بدستان ایرانی در خرداد ماه
سال 1349 در تهران متولد شد پدر اوعبدالله خان هدایتی سرهنگ ارتش و مادرش ازخاندان مشهور ایران بود او چهارمین فرزند خانواده بود
مهنازهدایتی در همان سن کودکی وارد دنیای شعر و نویسندگی شد با تشویق معلم های مدرسه و تشویق انها توانست راه اینده ی خود را پیدا کند و در اریکه شعرو نویسندگی قدم های پرفرازی را بردارد .

آریایی زاده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
مغرور و آزاده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
گرچه نامردان نا ایرانی هزاران بار کشتندم ولیکن
کوه نا افتاده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
مفتخر هستم به اینکه شاهنشه من کوروش و داریوش بود
عاشق و دل داده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
در جهان گشتم فراوان همتای تاریخم ندیدم زیبا
یکه تازاین جاده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
آفرین به سرزمین خوبم به دشت سبزش به ایرانم
بال و پربگشاده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
امنیت هرگز ندارد دشمن همیشه چشم به خاکش دارد
جان به کف آماده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست
جان فدای سرزمین پاک اهورایی ز بهر حفظش
شیرغران ماده ام تاریخم هزاران ساله شاهنشاهی ست

دوران دبستان را پشت سر گذاشت و وارد دوران تحصیلی راهنمایی شد که انقلاب سال 57 در ایران که رخ داد مهناز به دلیل سرودن اشعاری برای ازادی زنان و حقوق دیگر اقوام ایرانی از دبیرستان اخراج شد اما این اخراج از مدرسه باعث نشد دست از تحصیل و نویسندگی و سرودن شعر زیبا و پر معنایش بردارد مهناز توانست با رنج و مکافات فراوان به دانشگاه برود و درس خود را در رشته ای که میخواست یعنی مدیریت بازگانی تمام کند اما مهناز هرگز نتوانست وضع موجود در ایران را تحمل کند او به دلبل نارضایتی از وضع موجود در کشور و نبود ازادی بیان ناچاربه ترک وطن در سال 1998 وارد هلند شد اما دیدن وضع پناهندگان و اوارگی هم وطنانش و دیگر اوارگان افغانی عراقی سودانی سومالیایی و دیگر اوارگان اورا بسیار رنجاند و بعد از 5 سال زندگی در هلند او به ناچار تصمیم به برگشتن به ایران را گرفت اما با آمدن به ایران دوباره شاهد زندگی سخت هم وطنانش بود و دوباره ناچار تصمیم به مهاجرت به خارج ازکشوریعنی کشور انگلیس را گرفت.
مهناز بعد از گذشت 2 سال زندگی در ایران به انگلیس مهاجرت کرد و در سال 2004 زندگی تازه ای را در انگلستان شروع کرد و همین اینک مقیم این کشور است.

با دو قطره اشک چشمم می نویسم راز دل را
ای که می خوانی زمن بشنو تو این آواز دل را
می رسد روزی نباشم پیش یاران لیک دانم
بعد مر گم فصل بارش می شود آغاز دل را
بر مزارم می گذاری شاخه ای گل زیر خورشید
رقص باران های اشکت می نوازد ساز دل را
هر کبوتر سوی آغوشت که پر زد آه دانم
مرگ من در خاطرت یاد آورد پرواز دل را
من کجا در زیر خرواری زخاکی سرد تنها
آرمیدم چون شقایق می سرایم راز دل را

مهناز توانست در طی دوران اقامتش در انگلیس پرشورترین غزل ها و شعرهایش را بسراید و در جراید و سایت ها و دیگر رسانه ها منتشر کند او توانست افتخار دریافت تقدیر نامه از ملکه انگلیس را از آنه خود کند.

آثار:
از مهناز کتاب شعر شاهکار در المان و رمان مانکن و دو انسان مرده در ایران به چاپ رسیده است  و کتاب های دیگراو در انتظار چاپ می باشد .
او میگوید:

از چه زمانی نوشتن را آغاز کردید؟
از مقطع دبستان و راهنمایی شروع به نوشتن کردم . اولین رمان بلندم را در سن 13 – 12 سالگی به پایان رساندم که یک رمان تخیلی فضایی بود که حتی برای چاپ هم فرستاده شده بود اما برای اینکه ناشر تشخیص داده بود که این کتاب برای کودکان قابل درک نیست آنرا به چاپ نرساندند. این اولین تجربه زیبا در عین حال تلخ نویسندگی من بود. من تا سال ها با این شوکی که در آغاز نویسندگی آن هم در سن خیلی کم با آن مواجه شدم از ترسم مدت ها نویسندگی را کنار گذاشتم .

چه کتاب هایی از شما به چاپ رسیده است؟
ازمن رمان “مانکن و دو انسان مرده” در ایران به چاپ رسیده است و همینطور کتاب اشعارم به نام “شاهکار” هفته گذشته در آلمان به چاپ رسید که آخرین سروده های من طی سه سال اخیر است و امیدوارم بتوانم بقیه اشعارم را که سال ها پیش سروده ام،و بیشر غزل هایم هست، را هم به چاپ برسانم
.
آیا تا به حال در رابطه با انتشار کتاب هایتان مشکلی داشتید؟ چه مشکلی؟
او مشکلات جامعه امروزی را بله من مشکل داشته ام. در مورد چاپ “مانکن و دو انسان مرده” که یک رمان بلند است و داستان آن در مورد یک دختر دانشجوی مانکن است که پدرش تاجر متعصب ایرانی و مادرش یک زن هلندی است و تضاد عقیده این دختر با پدرو شکاف عمیق بین آنها و در کنارآن ماجراهای عاشقانه این دخترو اتفاقاتی که در زندگی این دختر پیش می آید. وزارت ارشاد برای دادن مجوز، قسمتی از این کتاب را سانسور کرد. برای عکس روی جلد هم با حذف سر مانکن اجازه داده شد.

مورد دوم ندادن مجوز چاپ برای کتاب “پناهندگان” است که چون هنوز چاپ نشده نمی توانم راجع به موضوع کتاب صحبتی کنم. اما من هفت سال برای نوشتن این کتاب زحمت کشیدم و هم اکنون سه سال است که این کتاب در وزارت ارشاد می باشد. برای یک نویسنده که سالها وقت خود را برای نوشتن یک کتاب صرف کرده است، چاپ نشدن آن برایش دردناک می باشد.

آیا فعالیتی با انجمن های ادبی دارید؟
او فعلا هم با چند انجمن ادبی ایرانی و افغانی من در ایران با انجمن های گوناگونی از جمله خواجوی کرمان، انجمن غزل و انجمن جوان که در آنها شب های شعربرگزار می شد ومن هم شعر می خواندم همکاری داشتم. در این انجمن ها شاعرانی مثل بانوی شعر فارسی سیمین بهبهانی شرکت می کردند که من به نوبه خود از آنها تجربه کسب می کردم.

هم اکنون نیز عضو کمیته زنان نویسنده و عضو انجمن قلم در تبعید می باشم که در موارد مختلف اجتماعی عکس العمل نشان داده و اعلامیه هایی صادر می کند که آخرین آن در مورد سانسورکتاب و روزنامه نگاران زن در ایران بود.

شما امضا کننده لیست حمایت از زنان هستید آیا فکر می کنید که این امضاها تاثیر گذار است؟

ممکن است شکل ظاهری زندگی زنان با وجود علم و تکنولوژی با آسایش و امکانات بیشتری همراه باشد که تازه همین امکانات در بسیاری از کشورها وجود ندارد اما جوابگوی حقوق از دست رفته اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنها نمی باشد. به همین منظور همه زنان باید دست به دست هم دهند و این امضا ها بی گمان تاثیر دارد.

نظر شما در مورد مسائل زنا ن چیست و در این در زمینه چه فعالیت هائی دارید؟
به نظر من ما زنان همیشه مورد تبعیض قرار گرفته ایم. منظورم تنها زنان ایران نیستند بلکه در تمام دنیا زنان دردها و رنج های مشترکی را متحمل می شوند و درست به همین خاطر باید در زمینه های مختلف تمام تلاش خود را بکنند تا به اهداف شان که همانا بدست آوردن حقوق از دست رفته آنها می باشد دست یابند. هر کس به نوعی این کار را انجام می دهد من هم با سرودن و نوشتن تلاش خودم را می کنم.

آیا امکانی وجود دارد که سروده های شما را از طریق اینترنت بخوانند؟
بله من همچنین سایتی دارم که شعرهایم در آن موجود است ولی متاسفانه از سه ماه پیش این سایت در ایران فیلتر شده است. اما شعرهای من در سایت های مختلف از جمله سایت “عصر نو” وجود دارد.
خشونت بی خشونت خسته ام دیگر زسیلی خوردن عشق
زما بخشیدن عشق و ز تو اما به یغما بردن عشق
گشودم چشم خود را رو به دنیا تیره دیدم کشورم را
چرا کشتن چرا اعدام تا کی شاهده آزردن عشق
تو ای آنکه به نام مذهبت دستت به خون آغشته گشته
بدان هرگز نمی خواهم خدایت را که خواهد مردن عشق
به دستت می زنی تیشه به ریشه بر گلستان پر از گل
تو می خواهی بمیرد گل ببینی لحظه ی پژمردن عشق
نمی خواهم بمیرد گل نمی خواهم تو باشی ای ستم گر
همان بهتر نباشی تا نبینم غصه ی افسردن عشق
شکستی با ل و پر را این پرنده آن پرنده پر ندارد
شکستی قلب ما را بشکند دستت که خواهی مردن عشق
شکنجه مثل سوهان روتن ایمان وآزادی کشیدن
فقط رسم ومنش خونخواران ست و دل خون خوردن عشق

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s