خدایی عشق می کردیم وقتی بودی

منتشرشده: ژوئن 23, 2011 در Uncategorized

شنبه ۲۵ دی ۱۳۸۹ – ۱۵ ژانويه ۲۰۱۱


مهناز هدایتی


hedayati.jpg
چشم هامان گریه می کردند وقتی ترکمان می کردی
این چه وقت رفتنت بود ترحم به اشکمان می کردی
جوی های آب خشکیدند سیل اشک و خون جاری شد
ماجرا تلخ تر ازاین حرفاست باید درکمان می کردی

چون عروسکهای غمگین در درون قاب عکسی گشتیم
در مسیر زندگانی تو فقط تو کوکمان می کردی

چه بگویم چه بگویم مرده ی متحرک می ما نیم
کاش بودی کاش بودی لااقل تر- خشکمان می کردی

عمرما بی تو حدر شد حقمان بود حقمان بود بگو
وای زیر خاک ها باید همیشه خاکمان می کردی

مهربان بودی خدایی عشق می کردیم وقتی بودی
حسرت و افسوس بیهوده است باید درکمان می کردی

لندن دوهزارو یازده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s