جنازه ام را به خاک نسپارید

منتشرشده: ژوئن 23, 2011 در Uncategorized

شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۹ – ۲۶ فوريه ۲۰۱۱


مهناز هدایتی


hedayati.jpg
جنازه ام را به خاک نسپارید
من از تاریکی قبرگریزانم

من از گودال نیمه عمیق
که سردی خاکش می بلعدم
و باید برای همیشه در آن مدفون شوم
بیزارم بیزارم
من ازسکوت کشنده ی قبر می هراسم
و از سرمای کشنده ی زمستان
که بر قبرم وحشتناک می بارد می لرزم
جنازه ام را به خاک نسپارید

وقتی تیره گی شب
چهره ی کریحش را نمایان می کند
وقتی خورشید را دستنبند می زند
و در گوشه ای پنهان می کند
واجازه تابش نمی دهد

دلم صد بار می میرد
و انگار قبری تاریک صدایم می زند
و من گوش هایم را کر می کنم
تا صدای ناقوس شب
مرا به یاد وحشت قبرنیندازد

آفتاب را می پرستم و روشنایی روزرا
و جاری شدن زندگی در رگ های تنم را
عاشقانه می بوسم

جنازه ام را به خاک نسپارید
آتشم بزنید یا جنازه ام را
در بلندای درختی یا کوهی
به تابش آفتاب بسپاریدش
تا تنم بپوسد و از هم بپاشد
حیف نیست این تن بلورین
طعمه ی خاک شود

لندن اسفند دوهزارو یازده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s