بوی باروت

منتشرشده: ژوئن 14, 2011 در Uncategorized
برچسب‌ها:

با چشمان خواب آلوده

به کدامین سمت خیره ای

از تو می پرسم های چشمان خواب آلوده

آنقدر دلگیرم که حد ندارد

باورم نمی شود حتی می شود خوابید

وقتی جمجمه یک پروانه

طعمه انفجار می شود

و بوی باروت از نم بارن به مشام می رسد

و از وحشت زمین می گریزد

و در فضای دل واپسی پنهان می شود

تو با دست های خودت وقتی خوابی

پروانه را به کشتن می دهی

واقعا چقدر بی رحمی

من نیز با پروانه به فراموشی سپرده می شوم

و از حماقت تو بی صدا می گریم

و به بوی باروت آمیخته می شوم

و در فضای دل واپسی پنهان می شوم

و مثل مغز ورم کرده پروانه طعمه انفجار می شوم

صدای تق … تق انفجار

صدای پر … پر شدن پروانه

صدای هق هق BBC

صدای هق هق CNN

صدای امواج دل واپسی

صدای مرگ و گریز

با سرعت یک چشم برهم زدن

سریع تر از جهش نور

در زاویه یک تکرار

روی مدار زمان

سیلاب خون جاری از قله حماقت

دیالوگ یک

دیالوگ دو

دیالوگ سهضرب در   سه دهه

دیالوگ خمپاره چشمان خواب آلوده

در کشاقوس اشاره انگشتان

گذر از پیش چشمان ابرها

و استخاره دستان

برای اثبات کدامین واقعیت؟!

این واقعیت:

آیا می شود؟؟

آیا نمی شود؟؟

آیا باید …

آیا نباید …

آیا هست …

آیا نیست …

آیا ماند؟؟

آیا رفت؟؟

صدای تق تق انفجار

صدای پرپر شدن پروانه

صدای امواج دل واپسی

صدای گریه شبانه

صدای پر…پر شدن پروانه

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s