پایان دیکتاتوری ات

منتشرشده: ژوئن 13, 2011 در Uncategorized
برچسب‌ها:

وقتی خیابان ها
پر می شود از عشق
و نفس هایم سرمای کشنده را ذوب می کند
بر مرگ شبانه ی تو می خندم
و آرامش می گیرم

تو همان سرمای کشنده ی زیر پوست شبی
که با هرم نفس هایم می شکنی
بی آنکه با شلیک یک گلوله
سیاهی ات را از روی خیابان ها
پاک کرده باشم
تو آنقدر زود می شکنی و محو می شوی
که احتیاج نیست مسجمه ات را روبروی من
به نشانه ی قدرت دیکتاتوری ات
چراغانی کنند
من تو را می شناسم و می بینم
که داری آب می شوی
و در خاک پنهان می شوی برای همیشه
و من با کوله باری ازنفس های بی توبودن
به خانه ام برمی گردم
واز پایان دیکتاتوری ات حظ می کنم

لندن تابستان 1388

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s