ماه شورانگیز خرداد

منتشرشده: ژوئن 12, 2011 در Uncategorized
برچسب‌ها:

سبز پوشیده ای سبز سبز شده ای
مثل فصل بهار
مثل ماه شورانگیز خرداد
منه خزان زده را دل می سوزانی
یا زیر پاهایت له می کنی

می دانی چقدر اشک ریخته ام
تا به تو برسم
پاهایم تاول زده است
وبا پاهای تاول زده
از قفس بزرگ ترس و انتظار گریخته ام
وسراسیمه و هراسان
بت ترس را شکسته به تو رسیده ام
مرا پناه می دهی
یا زیر پاهایت له می کنی
وقتی قفس ترس و انتظار زندانم شد
وقتی اشک هایم خوراک شب و روزم شد
وقتی برای یک ذره آزادی
صد بار مردم و زنده شدم
به تو رو آوردم
به تو رو آوردم

مرا پناه می دهی
یا زیر پاهایت له می کنی

مرا دوباره به آن قفس برنگردان
از آن قفس بیزارم
از آن قفس بیزارم
من تازه بت ترس را زیرپاهایم خرد کرده ام

آه شانه هایت چقدر کوچک است
می ترسم می ترسم تحمل اشک هایم را نداشته باشد
می ترسم بارسنگین ضجه هایم
شانه هایت را بشکند

بگو قوی هستی
بگو قوی هستی
قوی تر از انتظارات وگریه های من
فکر برگشتن به قفس عذابم می دهد
آزادی ام را تضمین کن
من از زندگی در قفس بیزارم
بدان مرا به آن قفس برگردانی
خواهم گفت خیلی خیلی نامردی
وهرگز هرگز نمی بخشم تو را

لندن خرداد 1388

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s