عاشق نمی شم که نمی شم

منتشرشده: ژوئن 12, 2011 در Uncategorized
برچسب‌ها:

زندگی با عشق زجرآور شود عاشق نمی شم که نمی شم
عشق بیش از حد جنون آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

عشق ورزیدن به یک مرد هزاران چهره یک روز خوب- بد
دل خراب این بلاآور شود عاشق نمی شم که نمی شم

بی خیال عشق و احساس زنانه لپ مطلب سکس ممنوع
زندگی گویی ملال آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

بسکه بد دیدم شنیدم زان سیه روزان اغفال گشته ای وای
فاتحه مردان مرگ آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

پیش من باشد ولی چشمش به دنبال دگر زن این که نامردی ست
این گونه رفتار شوک آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

اشک عاشق نم نم باران پائیزی ست اح اح اح چه مضحک
این قصه شد کهنه تهوع آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

تارو پودم بیخودی گردد فدای او که ناراحت بخوابم
عشق دارو نیست خواب آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

در مسیر بی کسی ها هم نفس جستن خدایی گرچه سخت است
طرد گشتن زین سو سوز آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

یک قلم دارم برای دل سپرن زندگی فعلا که زیباست
می نویسم واژه پند آور شود عاشق نمی شم که نمی شم

یک کمی سنت شکستم در غزل در قافیه این که خطا نیست
شرم بر مرد ۴ زن آورشود عاشق نمی شم که نمی شم

لندن, زمستان 2009

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s